رباعی شمارهٔ ۱۷۹۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به لطف و محبت یک شخص اشاره میکند که در شب برای او احساسات عمیقی به وجود آورده است. او امروز این احساسات را بهگونهای دیگر تجربه میکند، گویی آن شخص زلف خود را به عقب انداخته و به نوعی از او دور شده است. شاعر از تاثیر چشم آن شخص بر خود سخن میگوید، زیرا هر دو در حالتی مست هستند و به نظر میرسد که این مستی به نوعی غیرقابل فراموشی است.
لطفی که مرا شبانه بنواختهایامروز چو زلف خود پس انداختهای
هوش مصنوعی: لطفی که در شب به من کردهای، امروز مانند زلفت آن را کنار گذاشتهای.
چشم تو ز می مست و من از چشم تو مستزان مست بدین مست نپرداختهای
هوش مصنوعی: چشمان تو از شراب سرمست است و من نیز به واسطه چشمان تو سرمست شدهام. از آن مستی، به این سرمستی نرسیدهام.