رباعی شمارهٔ ۱۸۱۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس عمیق خود نسبت به عشق سخن میگوید. او به حالت بینام و نشانی اشاره دارد که عشق در او به وجود آورده است و به نوعی از دست رفتن خود و بیهدفی در زندگی اشاره میکند. شاعر میگوید که عشق او را بیقرار کرده و به جایی نمیتواند برود، چرا که از خود بیخبر و دچار سردرگمی شده است.
بینام و نشان چون دل و جانم کردیبیکیف طرب دست زنانم کردی
هوش مصنوعی: بیخبر و بدون نشانه مانند دل و جانم کردی، و بیحالت و بیخبر از شادی به حالت طرب و جشن آوردهای.
گفتم به کجا روم که جان را جانیستبیجا و روان همچو روانم کردی
هوش مصنوعی: گفتم به کجا بروم که بیجایی برای جان وجود ندارد، و تو با رفتار خود جان مرا به درد و رنج انداختی.