تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۲۵

جان در ره ما بباز اگر مرد دلیورنی سر خویش گیر کز ما بحلی
این ملک کسی نیافت از تنگ دلیحق می‌طلبی و مانده در آب و گلی