رباعی شمارهٔ ۱۸۴۸
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از معشوق خود میخواهد که به او ننگرد و حتی اگر گناهی مرتکب نشده است، از او دوری کند. دل او به شدت از زیبایی چهرهی معشوق رنج میبرد و شاعر آرزو دارد که معشوق حتی برای لحظهای هم که شده به دل او توجهی کند.
خود هیچ بسوی ما نگاهی نکنیگیرم که گناهست گناهی نکنی
هوش مصنوعی: تو حتی به ما نگاه هم نمیکنی، اگرچه ممکن است که برای این کار دلایلی داشته باشی، اما گناهی در آن نیست.
دل در گل رخسار تو مینالد زاربر آینهٔ دلم تو آهی نکنی
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زیباییهای چهرهات به شدت ناراحت و آسیبدیده است، اما تو حتی یک آه یا نشانهای از ناراحتی برای من نشان نمیدهی.