تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۵۲

در بادیهٔ عشق تو کردم سفریتا بو که بیایم ز وصالت خبری
در هر منزل که می‌نهادم قدمیافکنده تنی دیدم و افتاده سری