رباعی شمارهٔ ۱۸۵۸
هوش مصنوعی: در این شعر شاعر از احساسات خود دربارهٔ جدایی و دلشکستگی صحبت میکند. او میگوید که نمیتواند تصور کند محبوبش او را ترک کند یا از یادش برود. همچنین به یادآوری میکند که بر سر شجاعت خود در برابر دیگران لاف زده، و از این که ممکن است در مقابل عشق خود خجالتزده شود، نگران است.
در دل نگذشت کز دلم بگذارییا رخت فتاده در گلم بگذاری
هوش مصنوعی: در دل من این فکر نگذشت که تو از دل من جدا خواهی شد یا اینکه عشق و احساس من را رها خواهی کرد.
بسیار زدم لاف تو با دشمن و دوستای وای به من گر خجلم بگذاری
هوش مصنوعی: من بارها با دوست و دشمن از خودم سخنرانی و ادعا کردهام، اما وای به حال من اگر تو باعث خجالت من شوی.