رباعی شمارهٔ ۱۹۴۲
هوش مصنوعی: این چهار بیت از شعر به بیان ارزش و مقام دوست و معشوق میپردازد. در اینجا شاعر میگوید که گوهر در دریا، جز سنگی بیش نیست و گردون (آسمان) هم نمیتواند بر درِ دوست سرهنگی باشد. همچنین شاعر اشاره میکند که از برکت دوستی، هیچ چیزی جز صبر کم ندارد، اما صبر او رنگ و ظهور ندارد. در نهایت، شاعر بر فقدان صبر تأکید میکند.
گوهر چه بود به بحر او جز سنگیگردون چه بود بر در او سرهنگی
هوش مصنوعی: در اینجا به نکتهای اشاره شده که ارزش و زیبایی واقعی چیزی، به بزرگتری و عمق آن بستگی دارد. دریا به عنوان نماد عظمت و غنای معنوی، جواهرات را در خود جای میدهد و این نشاندهنده آن است که در آن عظمت، چیزهای بیارزش مانند سنگهای ساده وجود دارند. همچنین شایستگی سرداران بر درگاه او نیز به این معناست که مقام و مرتبه آنان در مقایسه با بزرگی و عظمت دریا چندان قابل توجه نیست.
از دولت دوست هیچ چیزم کم نیستجز صبر که از صبر ندارم رنگی
هوش مصنوعی: از نعمتهای دوستی، هیچ چیزی برایم کم نیست؛ تنها چیزی که ندارم، صبر است و آن هم رنگ و بویی ندارد.