غزل شمارهٔ ۶۷۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به یادآوری لحظههای خوش عاشقانه خود میپردازد. او از زیبایی چهره معشوق و ناز و عتابهایش صحبت میکند و تأکید میکند که هرچند جزئیات آن ماجراها را به خاطر ندارد، اما حس خوشایند آن را به یاد دارد. همچنین، شاعر از شادی و لذت و جمعهای خوش در باغ و گلزار سخن میگوید و حتی اگر مست عشق بوده، ولی زیبایی چهره معشوق را با هشیاری میستاید.
پریر آن چهره یارم چه خوش بودعتاب و ناز دلدارم چه خوش بود
هوش مصنوعی: چهره زیبای یارم با آن لحن سرزنشآمیز و ناز و محبتش چقدر دلنشین و خوشایند بود.
به یادم نیست هیچ آن ماجراهاولیکن زین خبر دارم چه خوش بود
هوش مصنوعی: به یاد ندارم هیچکدام از آن ماجراها، اما میدانم که چقدر آن اخبار خوشایند بود.
در آن بزم و در آن جمع و در آن عیشمیان باغ و گلزارم چه خوش بود
هوش مصنوعی: در آن مهمانی و جمع دوستانه، در حالی که در میان باغ و گلها هستم، چه لذتی دارد.
اگر چه مست جام عشق بودمرخ معشوق هشیارم چه خوش بود
هوش مصنوعی: اگرچه به خاطر عشق، حالتی مست و شاداب داشتم، اما دیدن چهره معشوقم موجب میشود که کاملاً هشیار و بیدار شوم و این حالت برایم لذتبخش است.