غزل شمارهٔ ۶۷۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره غیبت و فقدان معشوقی زیبا سخن میگوید که شاعر در جستجوی اوست. او با یکسری سوالات و توصیفاتی از حالات خود به تنهایی و غم ناشی از دوری آن دلبر اشاره میکند. شاعر از دیگران میپرسد که آن محبوب کجا رفته و در پی یافتن او به مکانهای مختلفی سر میزند، مثل باغ و صحرا. احساس نومیدی و دلتنگی او به حدی است که به شدت گریه میکند و به دیگران نیز توضیح میدهد که آن معشوق مانند نور در زندگیاش بوده است. در پایان، پرسش از وجود آن محبوب به "شمس الدین تبریز" اشاره دارد، که نشاندهنده احساس عمیق شاعر نسبت به فقدان زیبایی و محبت است.
عجب آن دلبر زیبا کجا شدعجب آن سرو خوش بالا کجا شد
هوش مصنوعی: شگفتا آن معشوق زیبایی که کجا رفته است، شگفتا آن سرو خوش قامت که کجا ناپدید شده است.
میان ما چو شمعی نور میدادکجا شد ای عجب بیما کجا شد
هوش مصنوعی: در میان ما مانند شمعی نور و روشنی میبخشید. حالا نمیدانم او کجا رفته و چرا بیخبر از ما شده است.
دلم چون برگ میلرزد همه روزکه دلبر نیم شب تنها کجا شد
هوش مصنوعی: دل من مانند برگ درخت در تمام روزها میلرزد، به خاطر اینکه معشوقم در نیمه شب به کجا رفته و تنهاست.
برو بر ره بپرس از رهگذارانکه آن همراه جان افزا کجا شد
هوش مصنوعی: برو و از افرادی که در راه هستند بپرس که آن کسی که جانت را شاداب میکرد، کجا رفته است.
برو در باغ پرس از باغبانانکه آن شاخ گل رعنا کجا شد
هوش مصنوعی: به باغ برو و از باغبانها بپرس که آن گل زیبا کجا رفته است.
برو بر بام پرس از پاسبانانکه آن سلطان بیهمتا کجا شد
هوش مصنوعی: به بالای خانه برو و از نگهبانان بپرس که آن پادشاهی که نظیر ندارد، کجاست؟
چو دیوانه همیگردم به صحراکه آن آهو در این صحرا کجا شد
هوش مصنوعی: من مانند دیوانهای در صحرا میگردم تا دریابم آن آهو که در این دشت کجاست.
دو چشم من چو جیحون شد ز گریهکه آن گوهر در این دریا کجا شد
هوش مصنوعی: چشمهای من به مانند جیحون از اشک پر شده است و میپرسم که آن گوهر گرانبها در این دریا کجا رفته است.
ز ماه و زهره میپرسم همه شبکه آن مه رو بر این بالا کجا شد
هوش مصنوعی: من تمام شب از ماه و ستارهها میپرسم که آن چهرهی زیبا که بر این آسمان میدرخشد کجاست.
چو آن ماست چون با دیگرانستچو این جا نیست او آن جا کجا شد
هوش مصنوعی: زمانی که ماست در کنار دیگران قرار میگیرد، شبیه به آنها میشود. اما وقتی که در اینجا نیست، پس در کجا قرار دارد؟
دل و جانش چو با الله پیوستاگر زین آب و گل شد لاکجا شد
هوش مصنوعی: وقتی دل و جانش به خداوند وصل شد، دیگر از این دنیای مادی و موقتی رها گشته و به جایی دیگر منتقل شد.
بگو روشن که شمس الدین تبریزچو گفت الشمس لا یخفی کجا شد
هوش مصنوعی: بگو که شمس الدین تبریزی روشنایی را بیان کرد، همچنان که خورشید نمیتواند پنهان بماند؛ او کجا رفت؟