غزل شمارهٔ ۸۱۹
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و آرامش اشاره دارد و بیان میکند که به مرور زمان افرادی با ویژگیهای خاص و دلنشین به جمع میپیوندند. محبوبان و دلنوازان از راه میرسند و همچنین افرادی که از درد و رنج عشق خستهاند، با نیرویی تازه وارد میشوند. در این میان، هر کس با هدف خاصی به جمع میپیوندد و فضا را پربارتر میکند. به طور کلی، شعر به استقبال از انسانهای با روح بزرگ و محبت اشاره دارد که در نهایت برای همگان خوشایند و مفید هستند.
اندک اندک جمع مستان میرسنداندک اندک می پرستان میرسند
هوش مصنوعی: کمکم جمعی از شادمانان به هم میپیوندند و به زودی کسانی که عشق و پرستش را در دل دارند هم به آنها ملحق میشوند.
دلنوازان نازنازان در ره اندگلعذاران از گلستان میرسند
دلنوازان و نازنازان در راه هستند و زیبارویان از گلستان میآیند.
اندک اندک زین جهان هست و نیستنیستان رفتند و هستان میرسند
هوش مصنوعی: به تدریج از این دنیا چیزهایی میروند و چیزهایی نیز به ما میرسند.
جمله دامنهای پرزر همچو کاناز برای تنگدستان میرسند
هوش مصنوعی: داستانهایی که در دامنهای پربار وجود دارد، به مانند معادن طلا، به دست تنگدستان میرسند.
لاغرانِ خسته از مرعای عشقفربهان و تندرستان میرسند
هوش مصنوعی: افراد لاغر و خسته از تجربههای عاشقانه، به جمع چاقها و سالمها ملحق میشوند.
جان پاکان چون شعاع آفتاباز چنان بالا به پستان میرسند
هوش مصنوعی: روحهای پاک مانند پرتوهای خورشید از اوج بلندی به زمین میرسند و بر دیگران تاثیر میگذارند.
خرم آن باغی که بهر مریمانمیوههای نو زمستان میرسند
هوش مصنوعی: باغی خوشحال و سرسبز است که در آن میوههای تازه در فصل زمستان برای مردم فراهم میشود.
اصلشان لطفست و هم واگشت لطفهم ز بستان سوی بستان میرسند
هوش مصنوعی: آنان از لطف و مهربانی سرچشمه میگیرند و این مهربانی در نهایت به آنها بازمیگردد، مانند میوههایی که از باغی به باغ دیگر میرسند.