غزل شمارهٔ ۱۰۴۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به فردی نصیحت میکند که در خشم و تنش نباید پا بفشارد و باید بر مهربانی و وفا تمرکز کند. او تأکید میکند که اگر در دل زخم بزند، باید با رعایت موازین این کار را انجام دهد. شاعر میگوید که نصیحتش نادیده گرفته میشود و طرف مقابل بر نصیحت او میخندد. این غزل نیز بیانگر دوگانگی در رفتار فرد است؛ از یک سو، او به نصیحت گوش نمیدهد و از سوی دیگر، به آن نیاز دارد. در نهایت، شاعر به او میگوید که در سکوت و آرامش به زندگی ادامه دهد، زیرا درختان گل باغ خدا بینیاز از اضطراب و تنش هستند.
صد بار بگفتمت نگهداردر خشم و ستیزه پا میفشار
هوش مصنوعی: من بارها به تو گفتهام که در زمان خشم و دعوا آرامش را حفظ کن و پای خود را بکوب نکن.
بر چنگ وفا و مهربانیگر زخمه زنی بزن به هنجار
هوش مصنوعی: اگر میخواهی با وفا و مهربان باشی، باید در عمل و رفتار خود طبق اصول صحیح و درست عمل کنی.
دانی تو یقین و چون ندانیکز زخمه سخت بسکلد یار
هوش مصنوعی: آیا میدانی که وقتی از یک زخم عمیق رنج میکشی، یار و همدم تو چگونه آسیب میبیند؟
میبخش و مخسب کاین نه نیکوستما خفته خراب و فتنه بیدار
هوش مصنوعی: ببخش و عذر را بپذیر، زیرا این رفتار صحیح نیست. ما در خواب غفلت هستیم و هنگامهی آشوب در حال بیداری است.
میگویم و میکنم نصیحتمن خشک دماغ و گفت و تکرار
هوش مصنوعی: من نصیحت میکنم و پیگیر آن هستم، اما افرادی که به این موضوع توجه نمیکنند، فقط به حرف و تکرار بسنده میکنند.
میخندد بر نصیحت منآن چشم خمار یار خمار
هوش مصنوعی: چشمهای خمار و جذاب محبوبم به نصیحتهایم میخندد و آن را جدی نمیگیرد.
میگوید چشم او به تسخرخوش میگویی بگو دگربار
هوش مصنوعی: میگوید که چشم او با چشمک زدن به تمسخر میگوید، پس بگو دوباره.
از تو بترم اگر ننوشمپوشیده نصیحت تو طرار
هوش مصنوعی: اگر نصیحتهای تو را پنهانی نگویم، از تو میترسم.
استیزه گرست و لاابالیستکی عشوه خورد حریف خون خوار
هوش مصنوعی: آنکه به راحتی به دیگران طعنه میزند و بیخیال است، چگونه میتواند در برابر جذابیت حریف خطرناک مقاومت کند؟
خامش کن و از دیش مترسانکز باغ خداست این سمن زار
هوش مصنوعی: سکوت کن و از دیش شب نترس، زیرا این گلشن از باغ خداوند است.
خاموش که بیبهار سبزستبیسبلت مهر جان و آذار
هوش مصنوعی: سکوت کن، زیرا بدون بهار، سبز بودن بیفایده است و با جود و رنجی که به جان میزند، شادابی و زیبایی وجود ندارد.