تناجی
جلال الدین محمد مولوی

غزل شمارهٔ ۱۰۵۱

شب گشت ولیک پیش اغیارروزست شب من از رخ یار
گر عالم جمله خار گیردماییم ز دوست غرق گلزار
گر گشت جهان خراب و معمورمستست دل و خراب دلدار
زیرا که خبر همه ملولیستاین بی‌خبریست اصل اخبار