غزل شمارهٔ ۱۰۶۶
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش پادشاه کامیار و تأثیر او بر جهان و انسانها میپردازد. شاعر او را روحبخش و تابان در زندگی میداند و بیان میکند که همه موجودات تحت فرمان او هستند. او از پادشاه میخواهد که نور فقر را بر هستی بتاباند و افراد را از ننگ و گرفتارهای زندگی نجات دهد. در اینجا، شاعر به تفکیک میان دنیای مادی و معنوی اشاره میکند و به قهرمانی که جانش فدای اهداف بزرگ شده، اشاره میکند. او در نهایت بر این نکته تأکید میکند که وجود پادشاه از جنس طلا و گوهر است و این ویژگیهای او باعث میشود که از ننگهای دنیا برتر باشد. در نهایت، شاعر به تاثیر شمس تبریزی و کیمیاگری او در تغییر اساسی انسانها اشاره میکند.
مرحبا ای جان باقی پادشاهِ کامیارروحبخش هر قَران و آفتاب هر دیار
هوش مصنوعی: سلام بر تو، ای روح جاودانه و پادشاه موفقیت که زندگیبخش هر عصر و روشنیبخش هر سرزمین هستی.
این جهان و آن جهان هر دو غلام امر توگر نخواهی برهمش زن ور همیخواهی بدار
هوش مصنوعی: این دنیا و آن دنیا هر دو تحت فرمان تو هستند. اگر بخواهی، میتوانی آنها را به هم بریزی و اگر بخواهی، میتوانی آنها را به پایان برسانی.
تابشی از آفتابِ فقر بر هستی بتابفارغ آور جملگان را از بهشت و خوفِ نار
هوش مصنوعی: نور خورشید فقر بر همه جا پخش شده است، پس بخشی از بهشت و ترس از آتش را از دل همه مردم برطرف کن.
وارهان مر فاخرانِ فقر را از ننگِ جاندر رهِ نقاش بشکن جمله این نقش و نگار
هوش مصنوعی: به آزادگی هنرمندان با استعداد را از خجالت جان رها کن و در مسیر هنرمند، همه این نقوش و طرحها را بشکن و نابود کن.
قهرمانی را که خون صد هزاران ریختهستز آتش اقبالِ سرمد دود از جانش برآر
هوش مصنوعی: شخص قهرمانی که به خاطر پیروزیهایش جانهای زیادی را فدای هدفش کرده است، حالا باید از آتش شانس و شوقش، بخاری از وجودش برآید.
آن کسی دریابد این اسرارِ لطفت را که اوبیوجود خود برآید محوِ فقر از عینِ کار
هوش مصنوعی: کسی میتواند به عمق رازهای ناز شما پی ببرد که با وجود خود، فقر و نیاز را از اصل و ماهیت کار محو کند.
بیکراهت محو گردد جان اگر بیند که اوچون زرِ سرخست خندان دل درونِ آن شرار
هوش مصنوعی: اگر جان انسانی بدون هیچ تردیدی ببیند که او همچون طلای سرخ است، با دل شاد و درونش پر از شور و شعله، از خود محوش میشود.
ای که تو از اصلْ کانِ زر و گوهر بودهایپس تو را از کیمیاهای جهان ننگست و عار
هوش مصنوعی: تو که از ابتدا ذاتت به طلا و جواهر میماند، پس نیازی نیست که نسبت به کیمیاها و مواد دیگر تردید کنی یا احساس خجالت کنی.
جسم خاک از شمس تبریزی چو کلی کیمیاستتابش آن کیمیا را بر مسِ ایشان گمار
هوش مصنوعی: جسم خاکی شمس تبریزی مانند کلیدی ارزشمند و خاص است که تابش آن ارزش و جلا را بر دیگران میافزاید.