غزل شمارهٔ ۱۱۷۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و می نوشی اشاره دارد و درخواست میکند که ساقی عشق ساغر را برای او پر کند. او احساس میکند که زندگی بدون عشق بیمعنا است و از ساقی میخواهد که او را در این مسیر یاری کند. شاعر همچنین به ویژگیهای خوب زندگی و نقش وفا در آن اشاره میکند و از ساقی میخواهد تا به او کمک کند و او را از مشکلات نجات دهد. در نهایت، او عشق و همراهی را بر هر چیز دیگری ترجیح میدهد و به زندگی در سایه دوست اشاره میکند. شاعر به سادگی و زیبایی زندگی در کنار دوستان و عشق اشاره میکند و خواهان نوشیدن شراب و لذت بردن از زندگی است.
انجیرفروش را چه بهترانجیرفروشی ای برادر
هوش مصنوعی: انجیرفروش، کاری که میکند بهتر است که همان کار را ادامه دهد و در آن تخصص پیدا کند، برادر.
یا ساقی عشقنا تذکرفالعیش بلا نداک ابتر
هوش مصنوعی: ای ساقی، یادآوری کن که زندگی بدون ندا و آواز تو ناقص و بیمحتواست.
ما را سر صنعت و دکان نیستای ساقی جان کجاست ساغر
هوش مصنوعی: ما در کار و مشغلههای دنیوی نمیخواهیم، ای ساقی، جانم کجاست تا جامی بیاوری؟
لا تترکنا سدی صحایاالخیر ینال لا یوخر
هوش مصنوعی: ما را در سختیها تنها نگذار، بگذار خیر و نیکی به ما برسد و درنگ نکن.
کم جوی وفا عتاب کم کنای زنده کن هزار مضطر
هوش مصنوعی: با کم توقع بودن، کمتر از دیگران انتقاد کن، ای کسی که هزاران نفر را زنده میکنی و به آنها امید میبخشی.
الحنطه حیث کان حنطهاذ کان کذاک یوم بیدر
هوش مصنوعی: گندم هر جا که باشد، همان جاست؛ همانطور که در روز بدر بود.
چون پیشه مرد زرگری شدهر شهر که رفت کیست زرگر
هوش مصنوعی: هرگاه مردی به حرفه طلاگری مشغول شود، در هر شهری که برود باید ببیند که چه کسی طلاگر آنجاست.
ابرارک یشربون خمراًفی ظل سخایک المخیر
هوش مصنوعی: درشتیها نوشیدنی شیرینی مینوشند در سایهی چشمههای خوشمزه.
خود دل دهدت که برنهی باربر مرکب پشت ریش لاغر
هوش مصنوعی: خودت بر مرکب لاغر بار نگذار، چون دل خودت به تو میگوید که میتوانی این کار را بکنی.
من کاسک للثری نصیبو الارض بذاک صار اخضر
هوش مصنوعی: من سهم خود را از خاک گرفتم و همین باعث شد که زمین سبز شود.
بگذار که میچرد ضعیفیدر روضه رحمتت محرر
هوش مصنوعی: اجازه بده که در باغ رحمتت، ضعیفی مست و سرمست بچرخد.
یا ساقیهات لا تقصریا طول حیاتنا المقصر
هوش مصنوعی: ای ساقی، یا تو از می نخور، یا آرزوی ما برای زندگی کوتاه است.
در سایه دوست چون بود جانهمچون ماهی میان کوثر
هوش مصنوعی: در کنار دوست، جان انسان مانند ماهی است که در آب زلال زندگی میکند.
طهر خطراتنا و طیبمن کأس مدامک المطهر
هوش مصنوعی: پاک کن خطرات ما را و دل را با شراب دائمی تو گوارا کن.
ما را بمران وگر برانیهم بر تو تنیم چون کبوتر
هوش مصنوعی: اگر ما را به قتل برسانی، حتی اگر از ما دور شوی، ما همچنان به تو مانند کبوترانی که به پرواز درمیآیند، وابسته و دلبسته خواهیم بود.
و الفجر لذی لیال عشرمن نهر رحیقک المفجّر
هوش مصنوعی: و صبحی که از شبهای دهگانه برمیخیزد، از نهر گوارای تو جاری میشود.
آمد عثمان شهاب دین هینواگو غزل مرا مکرر
هوش مصنوعی: عثمان به عنوان ستاره دین وارد شده است، لطفاً غزل من را دوباره بگو.