غزل شمارهٔ ۱۵۹۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ننگ عاشقی صحبت میکند و بیان میکند که اگر دیگران بر او بد کنند، او درباره نیکان هم نیک نخواهد گفت. وی به پختگی عاشقیش اشاره دارد و از این ننگ به عنوان یک فخر بزرگ یاد میکند. او علم را مانند چادری میداند که به او لطافت میبخشد و هر چه علم میآموزد را به یادگار مینویسد. همچنین، او به عشق خود اشاره میکند که تاجی بر سرش مینهد و از این عشق به شدت ارزشمند یاد میکند. شاعر در نهایت، نام شمس الدین تبریزی را مینویسد و اشکهای خود را مانند کاغذی برای ابراز احساساتش میداند.
روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهمعاشقی بس پختهام این ننگ را بر خود نهم
هوش مصنوعی: اگر تو به من بد کنی، من که آدم خوبی هستم، بدی تو را بر خودم میپذیرم. عاشقی را به اندازهای تجربه کردهام که این خجالت را به دوش خودم بگذارم.
ننگ عاشق ننگ دارد از همه فخر جهانننگ را من بر سر آن عشرت بیحد نهم
هوش مصنوعی: عاشق به خاطر عشقش، از تمام افتخارات دنیا شرمنده است و من به خاطر آن لذت بینهایت، این شرم را بر سر خود میگذارم.
علم چون چادر گشاید در برم گیرد به لطفحرفهای علم را بر گردن ابجد نهم
هوش مصنوعی: علم مانند چادری گسترده میشود و با لطف خود، کلمات علم را بر گردن حروف نهمین الفبا قرار میدهد.
تاج زرین چون نهد از عاشقی بر فرق منتخت خود را من برآرم بر سر فرقد نهم
هوش مصنوعی: وقتی که معشوقهام تاج زرین عشقش را بر سر من بگذارد، من هم تخت خود را بر سر فرقد میگذارم.
چون در آب زندگانی صورتم پنهان شودصورت خود را به پیش صورت احمد نهم
هوش مصنوعی: زمانی که چهرهام در آب زندگی ناپدید شود، چهرهام را در پیش چهره احمد، نهمین، به نمایش میگذارم.
نام شمس الدین تبریزی چو بنویسم بدانکشکر دلخواه را در اشکم کاغذ نهم
هوش مصنوعی: وقتی نام شمسالدین تبریزی را مینویسم، گویی که شکر دلخواهم را در اشکهایم قرار میدهم.