غزل شمارهٔ ۱۹۶۵
هوش مصنوعی: غزل به توصیف نور و زیبایی در دل انسان پرداخته و از عشق و حالتی روحانی سخن میگوید. شاعر از فر و جمال معشوقی صحبت میکند که سبب روشنی و شادابی جانهاست و او را بهعنوان شمس حق و دین تبریزی توصیف میکند. او بیان میکند که جمال حقیقی، نور و روشنی است که انسان را به سوی خود جذب میکند و هرکه او را ببیند، باید غیر او را فراموش کند. عشق به معشوق واقعی میتواند زندگی را دگرگون کند و از درد و رنج فاصله بگیرد. در پایان، شاعری خاک تبریز را بهعنوان تحفهای با ارزش یاد میکند و بر عظمت و ارزش آن تأکید میکند. بهطور کلی، غزل به زیبایی، عشق و اهمیت شناخت معشوق حقیقی میپردازد.
در میان ظلمت جان تو نور چیست آنفر شاهی می نماید در دلم آن کیست آن
هوش مصنوعی: در دل تاریکی وجود تو، چه نوری ساطع میشود؟ آن سعادتی که در قلبم میدرخشد، از آن کیست؟
می نماید کان خیال روی چون ماه شه استوان پناه دستگیر روز مسکینی است آن
هوش مصنوعی: خواب و خیال آن چهره زیبا مانند ماه است و آن کسی که در روز نیازها و مشکلات، پناه و یاریگر مسکینان است.
این چنین فر و جمال و لطف و خوبی و نمکفخر جانها شمس حق و دین تبریزی است آن
هوش مصنوعی: این تحت تأثیر زیباییها، ویژگیها و خوبیهای شگفتانگیز کسی است که میتوان او را باعث افتخار جانها دانست و او شخصیتی مانند شمس تبریزی، نماینده حق و دین، به شمار میآید.
برنتابد جان آدم شرح اوصافش صریحآنچ می تابد ز اوصافش دلا مکنی است آن
هوش مصنوعی: اگر روح انسان نتواند اوصاف خود را به طور واضح بیان کند، آنچه را که از اوصافش میتابد و آشکار میشود، نمیتواند به درستی درک کند. پس دل، نباید به سراغ آن برود.
زانک اوصاف بقا اندر فنا کی رو دهدمر مزیجی را که آن از عالم فانی است آن
هوش مصنوعی: چون خصوصیات جاودانگی در دنیای فانی وجود ندارد، چگونه میتواند چیزی که به این جهان زودگذر تعلق دارد، به آنجا راه یابد؟
آن جمالی کو که حقش نقش کرد از دست خویشیا یکی نقشی که آن آذر و مانی است آن
هوش مصنوعی: آن زیبایی که خداوند به خلاقیت خود آفریده است، همانند یک اثر هنری است که نیز میتواند مانند آثار آذر و مانی، یعنی هنرمندان بزرگ، جلوهگر باشد.
هر بصر کو دید او را پس به غیرش بنگریدسنگسارش کرد می باید که ارزانی است آن
هوش مصنوعی: هر کسی که او را ببیند و سپس به غیر او نگاه کند، سزاوار سنگسار است. باید توجه داشت که این مجازات برای کسی است که ارزش واقعی او را درک نکند و به چیزهای کمارزشتر توجه نماید.
ای دل اندر عاشقی تو نام نیکو ترک کنکابتدای عشق رسوایی و بدنامی است آن
هوش مصنوعی: ای دل، در مسیر عشق به فکر نام نیکو نباش، چون آغاز عشق به رسوایی و بدنامی میانجامد.
اندرون بحر عشقش جامه جان زحمت استنام و نان جستن به عشق اندر دلا خامی است آن
هوش مصنوعی: در عمق دریای عشق او، جان افراد با سختی به دست میآید و جستجوی نام و نان در عشق، نشانهای از نادانی در دل است.
عشق عامه خلق خود این خاصیت دارد دلاخاصه این عشقی که زان مجلس سامی است آن
هوش مصنوعی: عشق معمولی که بین مردم وجود دارد، این ویژگی را دارد که به راحتی در دسترس باشد، اما عشق خاصی که در آن مجلس محبوب به وجود آمده، ویژگیهای منحصر به فرد و عمیقتری دارد.
خاک تبریز ای صبا تحفه بیار از بهر منزانک در عزت به جای گوهر کانی است آن
هوش مصنوعی: ای باد، از خاک تبریز برای من هدایتی بیاور، زیرا در آنجا خاکی است که به لحاظ ارزش و احترام، به جواهرات میارزد.