غزل شمارهٔ ۲۲۸۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره عاشقانی است که در جستجوی عشق و حقیقت هستند. شاعر از زیباییها و دردهای عشق صحبت میکند و به تجربیات انسانی در این مسیر اشاره میکند. او به اهمیت رهایی از تعلقات دنیوی و رسیدن به مرحلهای از آگاهی و آرامش اشاره دارد. همچنین، به چالشهای موجود در این مسیر اشاره کرده و مخاطبان را به دیوانگی و عشق حقیقی دعوت میکند. در کل، این شعر دعوتی به گذر از سختیها و جستجوی عمیقتر در دنیای عشق و حقیقت است.
ای عاشقان ای عاشقان دیوانهام کو سلسلهای سلسله جنبان جان عالم ز تو پرغلغله
هوش مصنوعی: ای عاشقان، ای کسانی که دیوانه عشق هستید، من در جستجوی راهی هستم، راهی که بتواند جان عالم را از شور و شادی پر کند.
زنجیر دیگر ساختی در گردنم انداختیوز آسمان درتاختی تا رهزنی بر قافله
هوش مصنوعی: تو زنجیر دیگری برایم درست کردی و آن را بر گردنم انداختی و همچون یک دزد به قافلهی ما حمله بردی.
برخیز ای جان از جهان برپر ز خاک خاکدانکز بهر ما بر آسمان گردان شدهست این مشعله
هوش مصنوعی: ای جان، از دنیای مادی برخیز و از این خاکِ دنیا به آسمان برو، چرا که این مشعل برای ما از خاک به آسمان روشن شده است.
آن را که باشد درد دل کی رهزند باران گلاز عشق باشد او بحل کو را نشد که خردله
هوش مصنوعی: آن که دلی پر از درد و غم دارد، نمیتواند تحت تأثیر باران عشق قرار گیرد. کسی که این احساسات را نچشیده، نمیتواند حقیقت عشق را درک کند.
روزی مخنث بانگ زد گفتا که ای چوبان بدآن بز عجب ما را گزد در من نظر کرد از گله
هوش مصنوعی: یک نفر مخنث فریاد زد و گفت: ای چوپان! عجب است که آن بز ما را نیش زد و به من که از گله بودم، نگاه کرد.
گفتا مخنث را گزد هم بکشدش زیر لگداما چه غم زو مرد را گفتا نکو گفتی هله
هوش مصنوعی: او گفت که اگر کسی، چه خنثی و چه مرد، مورد ضرب و شتم قرار گیرد و زیر پا برود، نباید نگران رفتار آنها بود. این نشاندهنده این است که انسانیت و ارزشهای واقعی فراتر از چنین رفتارهایی است.
کو عقل تا گویا شوی کو پای تا پویا شویوز خشک در دریا شوی ایمن شوی از زلزله
هوش مصنوعی: به دنبال عقل باش تا بتوانی سخن بگویی و با اراده و همت خود، پیشرفت کنی. از خشکی خود خارج شو و به دنیای وسیع و پرجنب و جو برس تا از خطرات و مشکلات دور بمانی.
سلطان سلطانان شوی در ملک جاویدان شویبالاتر از کیوان شوی بیرون شوی زین مزبله
هوش مصنوعی: تو میتوانی به مقام بالایی دست یابی و در سرزمین ابدی سکونت کنی. از سطح عادی و دنیای پست فراتر برو و به مقام والاتر از ستاره کیوان برس.
چون عقل کل صاحب عمل جوشان چو دریای عسلچون آفتاب اندر حمل چون مه به برج سنبله
هوش مصنوعی: عقل کامل و عاقل مانند دریای عسل پرشور و نشاط است. مانند آفتاب در تابش و روشنی میتابد و همچون ماه در برج سنبله آرام و دلنشین است.
صد زاغ و جغد و فاخته در تو نواها ساختهبشنیدیی اسرار دل گر کم شدی این مشغله
هوش مصنوعی: صدای زاغ و جغد و فاخته، آهنگهایی را در تو ایجاد کردهاند. اگر کمی از این مشغله و شلوغی دور شوی، میتوانی اسرار دل را بشنوی.
بیدل شو ار صاحب دلی دیوانه شو گر عاقلیکاین عقل جزوی میشود در چشم عشقت آبله
هوش مصنوعی: اگر دلی داری، از آن دل دور شو و دیوانهوار عشق بورز. اگر عاقل هستی، بدان که این عقل جزئی که داری، در عشق تو همچون آبلهای در چشم میشود.
تا صورت غیبی رسد وز صورتت بیرون کشدکز جعد پیچاپیچ او مشکل شدهست این مساله
هوش مصنوعی: تا زمانی که حقیقت غیرملموس و غیبی به تو برسد و تو را از ظواهر و شکلهای ظاهری جدا کند، این مسئله به خاطر پیچیدگی و درهمقرنیدگی زیباییهای او سخت و دشوار شده است.
اما در این راه از خوشی باید که دامن برکشیزیرا ز خون عاشقان آغشتهست این مرحله
هوش مصنوعی: در این مسیر باید از لذتها و خوشیها دور شوی، چرا که این مرحله از عشق، پر از درد و رنج و نشانههایی از دلسوختگی عاشقان است.
رو رو دلا با قافله تنها مرو در مرحلهزیرا که زاید فتنهها این روزگار حامله
هوش مصنوعی: ای دل، تنها به راه نرو و با گروه حرکت کن؛ چرا که این زمان، پر از فتنهها و مشکلات است که در دل خود نهفته دارد.
از رنجها مطلق روی اندر امان حق رویدر بحر چون زورق روی رفتی دلا رو بیگله
هوش مصنوعی: از دردها و سختیها در امان باش، که همچون یک قایق در دریا، در این مسیر حرکت کن و با دلی شاد و بدون گله، پیش برو.
چون دل ز جان برداشتی رستی ز جنگ و آشتیآزاد و فارغ گشتهای هم از دکان هم از غله
هوش مصنوعی: زمانی که دل را از جان جدا کردی، از درگیریها و رفتارهای دوگانه رهایی یافتهای. اکنون از هر نوع وابستگی، چه به تجارت و چه به مادیات، آزاد و آسوده هستی.
ز اندیشه جانت رسته شد راه خطرها بسته شدآن کو به تو پیوسته شد پیوسته باشد در چله
هوش مصنوعی: از اندیشه و نگرانیات آزاد شدهای، دیگر راههای خطر برایت بسته شده است. کسی که به تو و ارتباطات نزدیک شده، باید همیشه در این حالت بماند و از آن محافظت کند.
در روز چون ایمن شدی زین رومی باعربدهشب هم مکن اندیشهای زین زنگی پرزنگله
هوش مصنوعی: زمانی که در طول روز از خطرات رومیها ایمن شدی، شب هم به این زنگی پرغوغایی فکر نکن.
خامش کن ای شیرین لقا رو مشک بربند ای سقازیرا نگنجد موجها اندر سبو و بلبله
هوش مصنوعی: ای شیرینروی، خاموش باش و مشک را ببند ای سقا، زیرا که موجها در ظرف نمیگنجند و سر و صدا ایجاد میکنند.