غزل شمارهٔ ۲۵۹۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت پریان اشاره میکند و شب را وقتی برای دلداری و لذت از شبگردی معرفی میکند. او خود را به شیوه پریان آشنا میداند و از جذابیتهای شب و میخواری صحبت میکند. همچنین به جنی که در خفا و پوشیدگی است اشاره میکند و به تضاد بین پریان و خود میپردازد. شاعر میگوید که هر چه دوست داریم یا میخواهیم، نمیتوانیم خود را به راحتی بفروشیم و باید ارزش خود را بشناسیم. او زیبایی و جذابیت جنیها را در مقایسه با دیوها و پریان مطرح میکند و از جنون و جذابیت شبها سخن میگوید. در نهایت، او تأکید میکند که عاشق واقعی عشق نیست بلکه عاشق گفتار و زیباییهای جذاب است.
امشب پریان را من تا روز به دلداریدر خوردن و شب گردی خواهم که کنم یاری
هوش مصنوعی: امشب همراه با پریان، تا صبح در سرگرمی و شبگردی به آنها کمک میکنم و دلم را شاد میکنم.
من شیوه پریان را آموختهام شبهاوقت حشرانگیزی در چالش و میخواری
هوش مصنوعی: شبها در حالتی شادیبخش و جذاب، مهارتهای دلفریب پریان را یاد گرفتهام.
جنی پنهان باشد در ستر و امان باشدپوشیدهتر از پریان ماییم به ستاری
هوش مصنوعی: در اینجا به موجودی اشاره میشود که در حالتی پنهان و محافظت شده قرار دارد. این موجود به قدری نامحسوس است که حتی قابل مقایسه با پریها نیز نیست. در واقع، گوینده بیان میکند که ما در این حالت پنهانی و محافظت شده هستیم.
بر صورت ما واقف پریان و ز جان غافلدر مکر خدا مانده آن قوم ز اغیاری
هوش مصنوعی: پریان به زیبایی ما واقف هستند و آن قوم که از زندگی غافل هستند، در دام فریب خدا گرفتار شدهاند.
خود را تو نمیدانی جویای پری ز آنیمفروش چنین ارزان خود را به سبکباری
هوش مصنوعی: خودت را نمیشناسی و به دنبال زیباییها هستی، اما چرا خودت را به سادگی و بیارزشی میفروشی؟
و آن جنی ما بهتر زیبارخ و خوش گوهراز دیو و پری برده صد گوی به عیاری
هوش مصنوعی: او جنی است که از دیو و پری زیباتر و خوشاندامتر است و به خاطر شجاعتش، صد گوهر را غنیمت گرفته است.
شب از مه او حیران مه عاشق آن سیراننی بیمزه و رنگین پالوده بازاری
هوش مصنوعی: شب به خاطر ماهی که او را میبیند، شگفتزده است، در حالی که عاشقهای جوان و سرزنده، مانند دیگهای شیرین و رنگارنگ در بازار، طراوت و زندگی را به نمایش میگذارند.
از سیخ کباب او وز جام شراب اووز چنگ و رباب او وز شیوه خماری
هوش مصنوعی: از کبابش و شرابش، از موسیقی و نواهایش و از حال و هوای میپرستی او لذت میبرم.
دیوانه شده شبها آلوده شده لبهادر جمله مذهبها او راست سزاواری
هوش مصنوعی: شبانگاهان دیوانه شده و لبها به گناه آغشتهاند، اما او در میان همه اعتقادات از شایستگی ویژهای برخوردار است.
خواب از شب او مرده شلوار گرو کردهکس نیست در این پرده تو پشت کی میخاری
هوش مصنوعی: در شب او خواب روحش را گرفته و شلوار خود را به کسی گرو داده است. در این دنیا هیچ کس نیست که نگران تو باشد؛ تو کِی به خود میآیی و از خواب غفلت بیدار میشوی؟
بردی ز حد ای مکثر بربند دهان آخرنی عاشق عشقی تو تو عاشق گفتاری
هوش مصنوعی: ای کسی که در عشق به حد افراط رسیدهای، سکوت کن! زیرا عشق تو تا به کجا میکشد و فقط توئی که سخن عشق میگویی.