غزل شمارهٔ ۲۶۸۲
هوش مصنوعی: این شعر به یک افندی (مقام یا شخص محترم) خطاب شده و بیانگر احساس تنهایی و ناامیدی گوینده است. او از سفر افندی و دوریاش گلایه دارد و میگوید که درabsence او، دنیا برعکس و تیره به نظر میآید. گوینده به افسردگی و اندوه خود اشاره میکند و از افندی میخواهد که بازگردد و به او پاسخ دهد. او همچنین از ترس خود درباره اینکه ممکن است پیش از رسیدن رحمت افندی، دیگر جایی برایش باقی نماند، سخن میگوید. در کل، شعر احساسات عمیق فراق و longing را نشان میدهد.
به بخت و طالع ما ای افندیسفر کردی از این جا ای افندی
هوش مصنوعی: ای دوست، تو از اینجا رفتی و این کار سرنوشت و تقدیر ما را تحت تأثیر قرار داد.
چراغم مرد و دودم رفت بالادو چشمم ماند بالا ای افندی
هوش مصنوعی: چراغ من خاموش شد و دودی که باقی مانده به سمت بالا رفت. فقط چشمانم باقی مانده که به سمت بالا نگاه میکنند، ای آقا.
زمین تا آسمان دود سیاهستسیه پوشید سودا ای افندی
هوش مصنوعی: زمین تا آسمان پر از دود سیاه است و همه جا را گرفته، ای آقای محترم (افندی) در این حال و روز غم و اندوهی دارد.
در این عالم مرا تنها تو بودیبماندم بیتو تنها ای افندی
هوش مصنوعی: در این دنیا، تنها تو بودی که به من آرامش دادی و حالا بدون تو، احساس تنهایی میکنم، ای عزیز.
کجا بختی که اندر آتش توببیند حال ما را ای افندی
هوش مصنوعی: کجا شانس این را دارد که در آتش عشق تو، حال و روز ما را ببیند، ای عزیز؟
همیگویم افندی ای افندیجوابم گوی و بازآ ای افندی
هوش مصنوعی: میگویم، ای دوست، پاسخ من را بده و دوباره پیشم بیایید.
چه بازآیم چه گویم من که رفتمورای هفت دریا ای افندی
هوش مصنوعی: هر طور که برگردم و هر چیزی که بگویم، من از هفت دریا گذشتهام، ای آقا.
چه حیران و چه دشمن کام گشتمتو رحمت کن خدایا ای افندی
هوش مصنوعی: من در حیرت و دشمنی به سر میبرم، ای خداوند، تو رحمت کن بر من.
همیترسم که تا آن رحمت آیدنماند بنده برجا ای افندی
هوش مصنوعی: من نگرانم تا زمانی که آن رحمت بیاید، شاید بنده نتواند در اینجا باقی بماند، ای آقا.
تتیپایش افندی این چه کردیتتیپا ثا تتیپا ای افندی
هوش مصنوعی: ای افندی، تو چه کردی که حالا اینطور شدهای؟ تتیپا، تتیپا!