غزل شمارهٔ ۲۷۸۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تجربههای عمیق و مختلط خود از عشق و شراب اشاره میکند. او میگوید که در شراب چیز دیگری جز باده ریخته شده و این نشانهای از ترکیب احساسات و رنجهای اوست. شاعر با اشاره به توبههای سوخته و فتنههای جدید، نشان میدهد که این عشق باعث بازگشت دوباره به افکار و حس و حال قدیمیاش میشود. او همچنین به کنایه به دوستی و زیبایی معشوقش پرداخته و میگوید که این عشق، او را از غم و اندوه رها کرده است.
در شرابم چیز دیگر ریختی درریختیباده تنها نیست این آمیختی آمیختی
هوش مصنوعی: در شرابم چیزی دیگر افزودهای، این نوشیدنی فقط شراب نیست، که آن را با چیزی دیگر ترکیب کردهای.
بار دیگر توبهها را سوختی درسوختیبار دیگر فتنه را انگیختی انگیختی
هوش مصنوعی: بار دیگر توبههایت را زیر پا گذاشتی و موجب بروز مشکلات و فتنههایی جدید شدی.
چون بدیدم در سرم سودای تو سودای توآمدی در گردنم آویختی آویختی
هوش مصنوعی: وقتی در دل خود به یاد تو افتادم، تو به جانم پیوند خوردی و مانند زنجیری به گردنم آویختی.
طرههای مشک را دربافتی دربافتیتارهای صبر را بگسیختی بگسیختی
هوش مصنوعی: تو بافتی موهای سیاه را و تارهای صبر را پاره کردی.
تو اگر منکر شدی گویم نشان گویم نشانمشک بر شعر سیه میبیختی میبیختی
هوش مصنوعی: اگر تو انکار کنی، من نشانهای را میگویم. نشانهای که مانند بوی مشک بر روی شعر تیره و سیاه پاشیده شده است.
ای قدح رخسار من افروختی افروختیوی غم آخر از دلم بگریختی بگریختی
هوش مصنوعی: ای جام، تو با زیبایی چهرهام، دل من را روشن کردی و غمهایم، آخر از دل من رفتهاند.