غزل شمارهٔ ۲۷۹۳
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عظمت و عشق الهی است که در دل انسانها تأثیر میگذارد. شاعر به معشوق خود، که نماد جلال و نور است، اشاره میکند و عنوان میکند که این عشق چگونه توانسته است جانها را زنده کند و نوری از جلال خود به آنان بدهد. او از کارهای شگرف معشوق، مانند آفرینش زیباییها و تأثیرگذاری بر انسانها، سخن میگوید و بیان میکند که چگونه عشق به او میتواند دلی را به آفتاب و زندگی پر از خوشبوئی تبدیل کند. شاعر در نهایت با اشتیاق شدید به عشق و جلال معشوق اشاره دارد و به شمس تبریزی به عنوان نمونهای از عشق الهی و قدرت آن اشاره میکند.
این چه چتر است این که بر ملک ابد برداشتییادآوردی جهان را ز آنک در سر داشتی
هوش مصنوعی: این چه چتری است که بر سر این سرزمین نهادید، که یادآور جهان و آنچه در ذهن داشتید، میباشد.
زلف کفر و روی ایمان را چرا درساختیز آنک قصد مؤمن و ترسا و کافر داشتی
هوش مصنوعی: چرا موهای بینظیر کافر و چهرهی مؤمن را به هم پیوند زدی، در حالی که هدف تو از این کار توجه به مؤمنان و کافران بود؟
جان همیتابید از نور جلالت موج موجز آنک تو در بحر جان دریا و گوهر داشتی
هوش مصنوعی: جان من از نور عظمت تو نورانی میشود، زیرا تو همچون دریا و گوهر در عمق جان قرار داری.
پیش حیرتگاه عشقت جمله شیران در طلببس که لرزیدند و افتادند و تو برداشتی
هوش مصنوعی: در مقابل عشق تو، تمام دلیران و شیران به شدت تحت تأثیر قرار گرفتند به گونهای که لرزیدند و از پا افتادند، اما تو تنها به آرامی آنها را نادیده گرفتی و ادامه دادی.
هم تو جان را گاه مسکین و اسیر انداختیهم تواش سلطان و شاهنشاه و سنجر داشتی
هوش مصنوعی: تو گاه زندگی را به ذلت و اسیری میاندازی و گاه دیگران را در مقامهای بلند و سلطنتی قرار میدهی.
صد هزاران را میان آب دریا سوختیصد هزاران را میان آتشی تر داشتی
هوش مصنوعی: شما در دل دریا برای هزاران نفر زندگی را از دست دادید و در میان آتش هم برای هزاران نفر دیگر آتش سوزان به پا کردید.
در یکی جسم طلسم آدمی اندر نهانای بسی خورشید و ماه و چرخ و اختر داشتی
هوش مصنوعی: در وجود هر انسان یک حقیقت پنهان وجود دارد که به اندازهی همهی خورشیدها، ماهها، ستارهها و سیارات با ارزش است.
در چنین جسم چو تابوتی میان خون و خاکاین شهید روح را هر لحظه خوشتر داشتی
هوش مصنوعی: در این بدن که به مانند تابوتی در میان خون و خاک است، روح این شهید هر لحظه برایت لذتبخشتر بود.
آفتابا پیش تو هر ذرهای کو شکر کردمر دهان شکر او را پر ز شکر داشتی
هوش مصنوعی: ای خورشید، هر ذرهای که در حضورت شکرگزاری کند، دهانش پر از شیرینی خواهد بود، چون تو خود شکر را داشتنی.
از نمکهای حیاتت این وجود مرده راتازه و خوش بو چو ورد و مشک و عنبر داشتی
هوش مصنوعی: وجود مردهام را با نمک حیاتت زنده و خوشبو کردی، مانند عطر دلنشین ورد و مشک و عنبر.
شمس تبریزی ز عشقت من همه زر میزنمز آنک تو بالا و پست عشق پرزر داشتی
هوش مصنوعی: من از عشق تو به هر وسیلهای متوسل میشوم، زیرا تو در عشق خود هم اوج را داشتی و هم فرود را.