غزل شمارهٔ ۲۸۰۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به موضوعاتی چون نفاق و خودفریبی میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که حتی اگر در حالت مستی، شخصی نیک را رعایت کنیم، اما این رعایت نمیتواند زشتیهای او را بپوشاند. در واقع، رد دل افراد ناشی از درون بدشان است و نفاق در ارتباط با آنها، تنها به گمراهی و خطا میانجامد. شاعر تاکید میکند که باید در مواجهه با این افراد، احتیاط کنیم و از آنها دوری گزینیم، زیرا صحبت کردن با آنها جز در مواقع نیاز، سودی ندارد. او هشدار میدهد که این مراعات میتواند ما را در اشتباهات عمیقتری فرو برد و در نهایت، زندگیمان را مختل کند. در پایان، شاعر به گریز از این وضعیت و تلاش برای یافتن زیباییها و حال خوب در زندگی اشاره میکند.
گرچه در مستی خسی را تو مراعاتی کنیو آنک نفی محض باشد گرچه اثباتی کنی
هوش مصنوعی: اگرچه در حال شادی و نشئگی، به اطراف خود توجه میکنی و حتی ممکن است کسانی را که کمتر ارزش دارند در نظر بگیری، اما در نهایت، همه اینها بیمعنا و بدون تأثیر واقعی است.
آنک او رد دل است از بددرونیهای خویشگر نفاقی پیشش آری یا که طاماتی کنی
هوش مصنوعی: اگر شخصی دلی آلوده به بدیها و نفاق داشته باشد، به وضوح میتوان نشانههای آن را در او مشاهده کرد. هرگونه فریب یا نیرنگی که پیش او به کار ببری، به زودی نمایان خواهد شد.
ور تو خود را از بد او کور و کر سازی دمیمدح سر زشت او یا ترک زلاتی کنی
هوش مصنوعی: اگر خودت را از بدیهای او نابینا و ناشنوا کنی، هرگز مدح او را نکن و از زشتیهای او چشمپوشی کن.
آن تکلف چند باشد آخر آن زشتی اوبر سر آید تا تو بگریزی و هیهاتی کنی
هوش مصنوعی: چقدر میتوانی به تظاهر و ظاهر سازی ادامه دهی؟ در نهایت، زشتی واقعی تو برملا خواهد شد و دیگر نمیتوانی از آن فرار کنی یا به خودت دلداری بدهی.
او به صحبتها نشاید دور دارش ای حکیمجز که در رنجش قضاگو دفع حاجاتی کنی
هوش مصنوعی: او به گفتگوها نمیپردازد، ای حکیم، جز اینکه در سختیها و مشکلاتش به رفع نیازهایش بپردازی.
مر مناجات تو را با او نباشد همدم اوجز برای حاجتش با حق مناجاتی کنی
هوش مصنوعی: اگر تو با او مناجاتی داری، تنها برای خواستههای خود با حق صحبت کن و دیگر کسی را در این مناجات دخیل نکن.
آن مراعات تو او را در غلطها افکندپس ملازم گردد او وز غصه ویلاتی کنی
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که وقتی کسی به اشتباهات دیگران توجه کند و آنها را فراموش کند، ممکن است درگیر غم و اندوه شود. در واقع، توجه به دیگران و مشکلاتشان و نادیده گرفتن خود میتواند باعث پیوستن به درد و رنج آنها شود.
آن طرب بگذشت او در پیش چون قولنج ماندتا گریزی از وثاق و یا که حیلاتی کنی
هوش مصنوعی: آن لذت و شادابی گذشت و او در جلو مانند کسی که گرفتار درد باشد مانده است، تا اینکه راهی برای رهایی از بند و یا چارهای اندیشیده شود.
آن کسی را باش کو در گاه رنج و خرمیهست همچون جنت و چون حور کش هاتی کنی
هوش مصنوعی: کسی را که در زمان سختی و خوشی کنارت باشد، مانند بهشت و حور است.
از هواخواهان آن مخدوم شمس الدین بودشاید او را گر پرستی یا که چون لاتی کنی
هوش مصنوعی: او از دوستداران آن بزرگوار شمس الدین بود، شاید او را پرستش کند یا مانند یک شخص بیادب رفتار کند.
ور نه بگریز از دگر کس تا به تبریز صفاتا شوی مست از جمال و ذوق و حالاتی کنی
هوش مصنوعی: اگر نه، باید از دیگران دور شوی و به تبریز بروی تا از زیبایی و حال و هوای آن سرمست شوی و تجربههای شیرینی داشته باشی.