غزل شمارهٔ ۳۱۸۴
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به عشق و ارادت به خداوند و پیامبر اشاره دارد. شاعر از خدای یگانه و رحمتهای او صحبت میکند و از بندگی و طاعت در برابر او برازنده میداند. او به این نکته تاکید دارد که در دل و جان خود باید به محبت بپردازد و کسی را که ارزشش کمتر از محبت الهی باشد، نکوهش میکند. همچنین شاعر به فضائل و اسرار معنوی اشاره دارد و ابراز شکر و سپاس بابت عشق و هدایت الهی میکند. در نهایت، او به امید دمی از وصال و نعمتهای روحانی به خداوند دعا میکند و به صورت کلی به زیباییهای عشق و علم اشاره دارد.
کسی کو را بود خلق خداییازو یابند جانهای بقایی
هوش مصنوعی: کسی که دارای صفات خدایی باشد، از او جانهایی که جاوداناند به دست میآید.
به روزی پنج نوبت بر در اوهمی کوبند کوس کبریایی
هوش مصنوعی: هر روز چندین بار در درگاه او به صدا درمیآید که او دارای مقام بزرگی است.
اگر افتد بدین سو بانگ آن کوسبیابند جملگان از خود رهایی
هوش مصنوعی: اگر ندا و صدا از آن سوی برآید، همه موجودات از خود رهایی خواهند یافت.
زمین خود کی تواند بند کردنهر آنکس را که روحش شد سمایی؟!
هوش مصنوعی: زمین هرگز نمیتواند کسی را که روحش به ارتفاعات آسمانی پرواز کرده، محدود کند.
عنایت چون ز یزدان برتو باشدچه غم گر تو به طاعت کمتر آیی؟!
هوش مصنوعی: اگر لطف و رحمت خدا بر تو نازل شود، چرا نگران باشی که در عبادت و اطاعت خود کمکاری کنی؟
در آن منزل چه طاعت پای دارد؟!که جان بخشت کند از دلربایی
هوش مصنوعی: در آن مکان چه عبادتی ارزش دارد؟ زیرا که زیبایی او جان را از دل میبرد.
به جای راستی و صدق گیرندخیانتها که کردی یا دغایی
هوش مصنوعی: به جای اینکه راستگویی و صداقت را در نظر بگیرند، خیانتها و نیرنگهایی که انجام دادهای را در اولویت قرار میدهند.
اگر تو از دل و جان دوستداریکسی کو گوهرش نبود بهایی
هوش مصنوعی: اگر با تمام وجود کسی را دوست داشته باشی، حتی اگر آن شخص ارزش خاصی نداشته باشد، برای تو اهمیت و بهایی نخواهد داشت.
خداوند خداوندان اسرارهمایان را همی بخشد همایی
هوش مصنوعی: خداوند صاحب رازها و اسرار، به کسانی که شایستگی دارند، دانش و بصیرت ویژهای عطا میکند.
ترا گردید رویش رزق باشدبه صد لابه بهشت اندر نیایی
هوش مصنوعی: اگر روی تو تغییر کند و دچار زشتی شود، به هر شکلی که از دیگران خواستهها و درخواستهای فراوانی بکنی، باز هم به بهشت نخواهی رسید.
قرار جان شمسالدین تبریزکه جانم را مباد از وی جدایی
هوش مصنوعی: شمسالدین تبریز برای من بسیار عزیز و محبوب است، و من هرگز نمیخواهم از او جدا شوم.
جدایی تن مرا خود بند کردستهم از وی چشم میدارم رهایی
هوش مصنوعی: فراق و دوری از او باعث شده که من به شدت احساس حبس و اسیری کنم، اما با این حال، امیدوارم روزی از این دوری آزاد شوم و بتوانم دوباره او را ببینم.
که دست جان او چندان درازستکه عقل کل کند یاوه کیایی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که روح و جان او به قدری گسترده و فراوان است که عقل و خرد کل نمیتواند به او برسی و به درستی دربارهاش قضاوت کند. به عبارت دیگر، عمق و وسعت وجود او فراتر از فهم انسانهاست و نمیتوانند به طور کامل او را درک کنند.
هزاران شکر ایزد را که جانمبه عشق چشم او دارد روایی
هوش مصنوعی: سپاس بسیار از خداوند که جانم به عشق چشم او زندگی میکند.
فحمدا ثم حمدا ثم حمدابما اروانی خلاق السماء
هوش مصنوعی: پس از ستایش و شکرگزاری بسیار، سپاسگزارم از آنچه به من نشان داد خالق آسمانها.
منالنور الممدد کل نورمنالکنز المکنز فی الخفاء
هوش مصنوعی: منبع تمام نورها از یک گنج نهان و پنهان است که در تاریکی وجود دارد.
وآتاهم منالاسرار فضلاو نجاهم بها کل البلاء
هوش مصنوعی: به آنها از رازها عطا کرد و به واسطه آنها از همه بلاها نجاتشان داد.
و احیاهم بروح عاشقیطلیق من هجومات الوباء
هوش مصنوعی: و افرادی را به عشق آزاد زنده میکنم که در برابر حملات بیماری مقاومت کردهاند.
طلب منی بشیرالوصل یوماقباء الروح انزعت قبایی
هوش مصنوعی: من از تو میخواهم که روزی به من خبر خوبی بدهی، که روح من از قید و بندها آزاد شود.
لقیت من فضایلهم مراداو اوصافا تجلت بالبهاء
هوش مصنوعی: من در جستجوی فضایل و ویژگیهای آنان بودم که به وضوح و زیبایی درخشان دیده میشوند.
وجاد الصدر شمسالدین یوماحیاتیا دوامیا جزایی
هوش مصنوعی: شمسالدین روزی در دل خود احساس زندگی و شادابی کرد که همیشگی و پاداشدهنده بود.
رایت البخت یسجدنی اذاماتکرم سیدی بالالتقاء
هوش مصنوعی: زمانی که برکت و شانس به من روی میآورد، به خاطر احترام و عظمت آقایی که دارم، به خاک میافتم.
وآتانی علامته بعشقدوام سرمدی فی بقایی
هوش مصنوعی: به من نشانهای از عشقی دائمی و ابدی هدیه داد که در جاودانگیام باقی بماند.
علمت بابتداء حال عشقیتمامة دولة فی الانتهاء
هوش مصنوعی: علم تو نشاندهندهی آغاز عشق و تمامیت یک دولت در پایان آن است.
فلا اخلاله ظلا علینافذاک جمیع طمعی وارتجایی
هوش مصنوعی: هیچ سایهای بر ما نمیافتد، پس این همه آرزو و آرزومندی من به یکباره از بین میرود.
فحاشا بل عنایته بحورغریق منه بغیی وابتغائی
هوش مصنوعی: این گفته به این معناست که با وجود تمام بدگوییها و توهینها، توجه و عنایت او به من عمیق و گسترده است، در حالی که من به خاطر آرزوها و خواستههایم غرق در مشکلات و چالشها هستم.
معانی روحنا ماء زلالو بالا لفاظ ما زج بالدماء
هوش مصنوعی: روح ما مانند آبی زلال است و کلام ما از خون سرچشمه میگیرد.