بخش ۸۹ - باز گفتن بازرگان با طوطی آنچ دید از طوطیان هندوستان
هوش مصنوعی: بازرگان پس از یک سفر تجاری به خانه دوستانش باز میگردد و به غلامان و کنیزان هدایا میدهد. در این میان، طوطی که پیامهایی را از بازرگان منتقل کرده بود، از گفتن آنها پشیمان میشود و دلیل پشیمانیاش را بازگو میکند. او احساس میکند که زبانی که به کار برده، عواقب بدی داشته است.
وی میگوید که هر کلمهای که از زبان خارج میشود، بیدلیل نمیماند و باید مراقب باشید که چه چیزی میگویید، زیرا کلمات مانند تیر پرتاب میشوند و نمیتوان آنها را به آسانی پس گرفت. بازرگان از طرف دیگر یادآوری میکند که هر فعل و کلمه اثرات خود را در جهان دارد و بر سرنوشت انسانها تأثیر میگذارد.
در ادامه، نقش یادآوری و فراموشی در زندگی انسانها بررسی میشود و به قدرت یاد و فراموشی الهی اشاره میشود که بر دلها حاکم است. در نهایت، پیام سرنوشت انسان و تأثیرات اعمال و افکارش با تأکید بر اهمیت مراقبت از زبان و کلمات مطرح میشود.
کرد بازرگان تجارت را تمامباز آمد سوی منزل دوستکام
هوش مصنوعی: بازرگان تجارتش را به پایان رساند و به سوی خانه دوستش برگشت.
هر غلامی را بیاورد ارمغانهر کنیزک را ببخشید او نشان
هوش مصنوعی: هر خدمتکار یا غلامی که چیزی به همراه آورد، به او پاداش داده میشود و هر کنیزی هم که برسد، به او نشانی داده میشود.
گفت طوطی ارمغان بنده کوآنچ دیدی و آنچ گفتی بازگو
هوش مصنوعی: طوطی گفت: ای شخص! آنچه را که دیدی و شنیدی به من بگو و دوباره بازگو کن.
گفت نه من خود پشیمانم از آندست خود خایان و انگشتان گزان
هوش مصنوعی: او گفت که من خود از عمل خود پشیمانم و از خیانتها و کارهای نادرست خود شرمندهام.
من چرا پیغام خامی از گزافبردم از بیدانشی و از نشاف
هوش مصنوعی: من به دلیل نادانی و بیتوجهی، پیام نادانی را بیمورد انتقال دادم.
گفت ای خواجه پشیمانی ز چیستچیست آن کاین خشم و غم را مقتضیست؟
هوش مصنوعی: یکی از شخصیتها میپرسد: ای آقا، به خاطر چه چیزی احساس پشیمانی میکنی؟ چرا این غم و خشم در دل تو وجود دارد؟
گفت گفتم آن شکایتهای توبا گروهی طوطیان، همتایِ تو
هوش مصنوعی: گفتی که شکایتهایت را با گروهی از طوطیان، که همنوع تو هستند، در میان بگذار.
آن یکی طوطی ز دردت بوی بردزهرهاش بدرید و لرزید و بمرد
هوش مصنوعی: یک طوطی از درد تو بویی برداشت که زهرهاش را پاره کرد و به لرزه افتاد و جانش را از دست داد.
من پشیمان گشتم، این گفتن چه بودلیک چون گفتم پشیمانی چه سود
هوش مصنوعی: من از گفتهام پشیمان شدم، اما نمیدانم چرا این حرف را زدم. حالا که گفتهام، پشیمانی فایدهای ندارد.
نکتهای کان جست ناگه از زبانهمچو تیری دان که آن جست از کمان
هوش مصنوعی: نکتهای که ناگهان از زبان خارج شد را مانند تیری بدان که از کمان پرتاب شده است.
وا نگردد از ره آن تیر ای پسربند باید کرد سیلی را ز سر
هوش مصنوعی: پسر، باید خود را از مسیر خطر و تیرهایی که میتواند آسیب برساند دور نگهداری و به خودت مراقبت کنی. باید از ابتداییترین مشکلات دوری کنی تا به مشکل بزرگتر بر نخوری.
چون گذشت از سر جهانی را گرفتگر جهان ویران کند نبود شگفت
هوش مصنوعی: وقتی کسی از دنیا عبور کند و به مقام بالایی دست یابد، حتی اگر جهان را هم ویران کند، جای تعجب ندارد.
فعل را در غیب اثرها زادنیستو آن موالیدش به حکم خلق نیست
هوش مصنوعی: عمل در عالم غیب تأثیری دارد و حاصل آن به ارادهای انسانی مربوط نمیشود.
بیشریکی جمله مخلوق خداستآن موالید ار چه نسبتشان به ماست
هوش مصنوعی: تمام مخلوقات خداوند بدون استثنا با هم مرتبطاند و فرزندان او هستند، مستقل از اینکه چه نسبتی با ما دارند.
زید پرانید تیری سوی عَمرعَمر را بگرفت تیرش همچو نَمر
هوش مصنوعی: تیری به سمت عمر پرتاب شد و او مانند یک یوز به سرعت آن تیر را گرفت.
مدت سالی همیزایید درددردها را آفریند حق، نه مرد
هوش مصنوعی: مدتهاست که دردهای مختلفی در زندگی وجود دارد، اما تنها خداوند است که این دردها را خلق کرده و نه انسان.
زید را می آن دَم ار مُرد از وَجلدردها میزاید آنجا تا اجل
هوش مصنوعی: اگر زید در آن لحظه بمیرد از ترس، دردها آنجا به وجود میآیند تا زمان مرگش فرا برسد.
زان موالیدِ وجَع چون مُرد اوزید را ز اول سبب قتال گو
هوش مصنوعی: از آن حوادث و زخمها وقتی زید مرد، به او بگو که شروع دعوا و دشمنی از همان ابتدا بود.
آن وجعها را بدو منسوب دارگرچه هست آن جمله صنع کردگار
هوش مصنوعی: بر دردها و ناراحتیهایی که داری، علت را به او نسبت بده، هرچند که همه آنها به دست خداوند خلق شدهاند.
همچنین کشت و دم و دام و جماعآن موالیدست حق را مستطاع
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده است که تمام کارها و فعالیتهای انسانی از جمله کشاورزی، دامداری و تولید مثل، به نوعی وابسته به قدرت و خواست خداوند است. همهی این امور تحت کنترل و ارادهی الهی قرار دارند و در واقع، به تحقق نعمتهای خداوند مربوط میشوند.
اولیا را هست قدرت از الهتیر جسته باز آرندش ز راه
هوش مصنوعی: اولیا و بندگان خاص خداوند به قدرت و توانایی برخوردارند که میتوانند اراده و خواستههای الهی را به تحقق برسانند، حتی اگر چیزی از مسیر خارج شده باشد، میتوانند آن را به راه بازگردانند.
بسته درهای موالید از سببچون پشیمان شد ولی زان دست رب
هوش مصنوعی: وقتی درها به روی زاد و ولد بسته شد، به دلیل یک عامل خاص، ناگهان پشیمان شدند، اما از راهی دیگر کمک و یاری دریافت کردند.
گفته ناگفته کند از فتح بابتا از آن نه سیخ سوزد نه کباب
هوش مصنوعی: به هر حال، بار دیگر سخن گفته میشود و از شروع کار تا پایان آن، نه کسی ناراحت میشود و نه مزاحمتی پیش میآید.
از همه دلها که آن نکته شنیدآن سخن را کرد محو و ناپدید
هوش مصنوعی: وقتی دلها آن حرف را شنیدند، حالتهایی از خود نشان دادند که به کلی غرق در آن شدند و غیر قابل مشاهده شدند.
گرت برهان باید و حجت مهابازخوان من آیة او ننسها
هوش مصنوعی: اگر نیاز به آزادی و دلیل داری، به یاد داشته باش که من همان نشانهای هستم که فراموش نشدهام.
آیت انسوکم ذکری بخوانقدرت نسیان نهادنشان بدان
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که یادآوریهای الهی و نشانههای آنها میتواند به شما کمک کند تا قدرت فراموشی را از ذهنتان بزدایید. با ذکر و یادآوری، میتوانید بر روی حقایق متمرکز شوید و از انحرافات دور بمانید.
چون به تذکیر و به نسیان قادرندبر همه دلهای خلقان قاهرند
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که چون یادآوری و فراموشی در اختیار آنهاست، بنابراین بر دلهای همه مردم تسلط دارند.
چون به نسیان بست او راه نظرکار نتوان کرد ور باشد هنر
هوش مصنوعی: وقتی که او دیدن را فراموش کند، نمیتواند کاری انجام دهد حتی اگر هنرمند باشد.
خلتم سخریة اهل السمواز نبی خوانید تا انسوکم
هوش مصنوعی: در جمع اهل آسمان، من را به عنوان نبی خطاب کردند تا شما با من آشنا شوید.
صاحب دِه پادشاه جسمهاستصاحب دل شاه دلهای شماست
هوش مصنوعی: مدیر روستا حاکم بدنهاست، اما صاحب دل، پادشاه دلهای شماست.
فرع دید آمد عمل بیهیچ شکپس نباشد مردم الا مردمک
هوش مصنوعی: عمل انسانها فقط به خاطر دید و عکسالعملشان است و در واقع، وجود انسانها تنها به خاطر این تعاملات است.
من تمام این نیارم گفت از آنمنع میآید ز صاحب مرکزان
هوش مصنوعی: من هیچیک از این موارد را نمیگویم زیرا از صاحب اصلی این موارد بازداشته میشوم.
چون فراموشی خلق و یادشانبا ویست و او رسد فریادشان
هوش مصنوعی: زمانی که یاد و خاطرۀ مردم فراموش میشود، او به فریاد و کمک آنها میرسد.
صد هزاران نیک و بد را آن بهیمیکند هر شب ز دلهاشان تهی
هوش مصنوعی: هر شب، عشق به خداوند دلهای انسانها را از نیکیها و پلیدیها خالی میکند و آنها را به سوی بهتر شدن هدایت میکند.
روز دلها را از آن پر میکندآن صدفها را پر از دُر میکند
هوش مصنوعی: روزی فرا میرسد که دلها پر از شادی و سرور خواهد شد و مانند صدفهایی که پر از مروارید میشوند، جانها نیز پر از ارزش و زیبایی خواهند گشت.
آن همه اندیشهٔ پیشانهامیشناسند از هدایت جانها
هوش مصنوعی: افراد با تفکر و اندیشهٔ عمیق خود، روح و روان دیگران را به خوبی درک میکنند و از مسیرهای درست زندگی آگاهند.
پیشه و فرهنگ تو آید به توتا درِ اسباب بگشاید به تو
هوش مصنوعی: هنر و دانش تو به کمک تو میآید تا درهای فرصتها را به رویت باز کند.
پیشهٔ زرگر به آهنگر نشدخوی این خوشخو با آن منکر نشد
هوش مصنوعی: زنجیرهای از صفات و ویژگیها باعث میشود که هر کس به نوعی خاص خودش باقی بماند و نمیتوان تغییرات بنیادی در طبیعت یا خوی و رفتار اصلی افراد ایجاد کرد. در واقع، ویژگیهای مثبت و منفی افراد نمیتواند به سادگی تغییر کند و هر کسی اصولا به همان شکلی که هست به زندگی ادامه میدهد.
پیشهها و خلقها همچون جهازسوی خصم آیند روز رستخیز
هوش مصنوعی: در روز قیامت، مشاغل و رفتارها همچون سلاحهایی به سمت دشمن میآیند.
پیشهها و خلقها از بعد خوابواپس آید هم به خصم خود شتاب
هوش مصنوعی: بعد از خواب، انسانها و ویژگیهایشان به سمت رفتارهای خود و حتی دشمنانشان برمیگردند و با سرعت عمل میکنند.
پیشهها و اندیشهها در وقت صبحهم بدانجا شد که بود آن حسن و قبح
هوش مصنوعی: در صبح، شغلها و فکرها به جایی رسیدند که زیبایی و زشتی به آنجا تعلق داشت.
چون کبوترهای پیک از شهرهاسوی شهر خویش آرد بهرها
هوش مصنوعی: وقتی کبوترهای پیامرسان از شهرها به سمت زادگاه خود پرواز میکنند، نشانهای از بازگشت یا شروعی تازه است.