بخش ۵۰ - تنها کردن باغبان صوفی و فقیه و علوی را از همدیگر
هوش مصنوعی: در این داستان، باغبانی در باغش سه نفر را میبیند: یک فقیه، یک شریف و یک صوفی. او متوجه میشود که این افراد در حال شوخیهای نا جوانمردانه هستند و تصمیم میگیرد که آنها را جدا کند. باغبان به حیلهای میافتد و صوفی را به سوی بیابان میفرستد تا او را از دیگران دور کند. پس از جدا شدن صوفی، باغبان او را به شدت مورد حمله قرار میدهد و او را مجروح میکند.
پس از این ماجرا، باغبان شروع به افشای نادرستیهای این سه نفر میکند و آنها را به باد انتقاد میگیرد. او ضمن نام بردن از سابقه آنها و دروغهایشان، آنها را به خاطر رفتارشان مؤاخذه میکند و بیان میکند که افرادی چون آنها نمیتوانند به نمایندگی از خاندان پیامبر صحبت کنند.
در نهایت، باغبان به فقیه نیز حمله میکند و او را مورد انتقاد قرار میدهد، چرا که فقیه نتوانسته به درستی از منصب خود استفاده کند و به دیگران اجازه میدهد تا بدون شناخت درست، به اهل بیت و پیامبر بیاحترامی کنند. داستان نشاندهندهی خطرات ناشی از سوءاستفاده از مقام و درک نادرست از دین و اخلاق است.
باغبانی چون نظر در باغ کرددید چون دزدان به باغ خود سه مرد
هوش مصنوعی: باغبان وقتی به باغ خود نگاه کرد، دید سه مرد همچون دزدان در آن جا هستند.
یک فقیه و یک شریف و صوفییهر یکی شوخی بدی لا یوفیی
هوش مصنوعی: در اینجا به نوعی به سه دسته از افراد اشاره شده است: عالم دینی (فقیه)، فرد شرافتمند (شریف) و عارف (صوفی). هر یک از این افراد ممکن است با مسائلی مواجه شوند یا رفتارهایی داشته باشند که با اعتقادات یا وظایفشان در تضاد باشد. در کل، میتوان گفت که هیچ کدام از این افراد از خطا و اشتباه مصون نیستند و هر یک ممکن است در موقعیتهایی قرار بگیرند که نتوانند به طور کامل به اصول و ارزشهای خود پایبند بمانند.
گفت با اینها مرا صد حجتستلیک جمعند و جماعت قوتست
هوش مصنوعی: میگوید که با وجود اینکه دلایل و استدلالهای زیادی دارم، اما در برابر جمعیت و نیروی آنها، این دلایل به تنهایی کافی نیستند.
بر نیایم یک تنه با سه نفرپس بِبُرَّمشان نخست از همدگر
هوش مصنوعی: من به تنهایی نمیتوانم با سه نفر مقابله کنم، بنابراین ابتدا باید آنها را از یکدیگر جدا کنم.
هر یکی را من به سویی افکنمچونک تنها شد سبیلش بر کنم
هوش مصنوعی: هر کسی را به سمتی هدایت میکنم و زمانی که تنها شد، راهش را به او نشان میدهم.
حیله کرد و کرد صوفی را به راهتا کند یارانش را با او تباه
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصی با ترفند و نیرنگ، یک صوفی را فریب میدهد تا او نیز دوستانش را به نابودی بکشاند. به عبارت دیگر، راهی را پیش میگیرد که به فساد و آسیب دیگران منجر میشود.
گفت صوفی را برو سوی وثاقیک گلیم آور برای این رفاق
هوش مصنوعی: صوفی به او گفت که به سمت وثاق برود و یک گلیم بیاورد تا برای این دوستی و رفاقت آماده شوند.
رفت صوفی گفت خلوت با دو یارتو فقیهی وین شریفِ نامدار
هوش مصنوعی: صوفی رفت و گفت که در خلوت با دو همراهت، یکی فقیهی و دیگری فردی مشهور و معتبر هستی.
ما به فتوی تو نانی میخوریمما به پرّ دانش تو میپریم
هوش مصنوعی: ما به دستور تو زندگی میکنیم و از دانش گسترده تو بهرهمند میشویم.
وین دگر شهزاده و سلطان ماستسیدست از خاندان مصطفاست
هوش مصنوعی: این شخص دیگری که از نسل پیامبر است، مقام سلطنت و رهبری ما را دارد.
کیست آن صوفی شکمخوار خسیستا بود با چون شما شاهان جلیس
هوش مصنوعی: چه کسی است آن صوفی بخیل و شکمپرست که با شما شاهان بزرگ و برجسته همنشین باشد؟
چون بیاید مر ورا پنبه کنیدهفتهای بر باغ و راغ من زنید
هوش مصنوعی: زمانی که باید او را از دست بدهید، هفتهای بر باغ و بوستان من بیفتید.
باغ چه بوَد؟ جان من آنِ شماستای شما بوده مرا چون چشم راست
هوش مصنوعی: باغ چیست؟ جان من تو هستی، ای کسی که برایم همچون چشمم اهمیت داری.
وسوسه کرد و مریشان را فریفتآه کز یاران نمیباید شکیفت
هوش مصنوعی: وسوسهای به وجود آمد و دوستانش را فریب داد، آه که نباید به دوستان اطمینان کرد.
چون به ره کردند صوفی را و رفتخصم شد اندر پیش با چوب زفت
هوش مصنوعی: زمانی که صوفی را به راه انداختند، دشمن او با چوبی ضخیم در پیش رویش آمد.
گفت ای سگ صوفیی باشد که تیزاندر آیی باغ ما تو از ستیز
هوش مصنوعی: گفت: ای سگی که در تیز و پرسرعت در باغ ما میآیی، آیا تو هم از نوع کسانی هستی که فقط به دعوا و ستیزه میپردازند؟
این جنیدت ره نمود و بایزیداز کدامین شیخ و پیرت این رسید
هوش مصنوعی: این جنید تو را راه نشان داد و بایزید از کدام شیخ و استاد این آموزش را گرفته است؟
کوفت صوفی را چو تنها یافتشنیم کشتش کرد و سر بشکافتش
هوش مصنوعی: وقتی صوفی را تنها دید، او را مورد حمله قرار داد، او را به شدت زخمی کرد و سرش را شکست.
گفت صوفی آن من بگذشت لیکای رفیقان پاس خود دارید نیک
هوش مصنوعی: صوفی گفت که من از دنیا و مادیات فاصله گرفتم، اما ای دوستان، مواظب خودتان باشید و مراقب رفتار و کردار خودتان باشید.
مر مرا اغیار دانستید هاننیستم اغیارتر زین قلتبان
هوش مصنوعی: شما مرا به عنوان فردی از دیگران شناختید، اما بدانید که من از آنها کمتر نیستم.
اینچ من خوردم شما را خوردنیستوین چنین شربت جزای هر دنیست
هوش مصنوعی: من طعم و مزهای را چشیدم که شما نمیتوانید آن را تجربه کنید و این نوشیدنی که مینوشیدم، پاداشی است برای هر دنیا و هر حالتی.
این جهان کوهست و گفت و گوی تواز صدا هم باز آید سوی تو
هوش مصنوعی: این دنیا مانند یک کوه است و هر گفتگویی که تو انجام میدهی، بازگشت آن به سوی خودت خواهد بود.
چون ز صوفی گشت فارغ باغبانیک بهانه کرد زان پس جنس آن
هوش مصنوعی: وقتی باغبان از شرابنوشی صوفی فارغ شد، بهانهای پیدا کرد تا از آن پس به کار خودش ادامه دهد.
کای شریف من برو سوی وثاقکه ز بهر چاشت پختم من رقاق
هوش مصنوعی: ای عزیز، به سوی انبار برو که برای صبحانه نان نازکی برای تو پختهام.
بر در خانه بگو قیماز راتا بیارد آن رقاق و قاز را
هوش مصنوعی: بر سر در خانه بگو که قیماز بیاید تا آن شخص لطیف و زیبا را بیاورد.
چون به ره کردش بگفت ای تیزبینتو فقیهی ظاهرست این و یقین
هوش مصنوعی: وقتی به راه افتاد، به او گفت: «ای تیزبین! تو در ظاهر فقیهی هستی و این بیشتر از هر چیزی یقین است.»
او شریفی میکند دعوی سردمادر او را که داند تا که کرد؟
هوش مصنوعی: او با ادعای بلندپروازانهای که دارد، خود را بالا و محترم نشان میدهد، اما آیا او میداند که تا چه زمانی میتواند این ادعا را حفظ کند؟
بر زن و بر فعل زن دل مینهیدعقل ناقص وانگهانی اعتمید
هوش مصنوعی: عقل ناقص به زنی و کارهایش اعتماد میکند و دل به او میسپارد.
خویشتن را بر علی و بر نبیبسته است اندر زمانه بس غبی
هوش مصنوعی: شخصیت فرد به علی و پیامبر وابسته است و در زمانهای که پر از حوادث و مسائل پیچیده است، این وابستگی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
هر که باشد از زنا و زانیاناین برد ظن در حق ربانیان
هوش مصنوعی: هر کسی که به زنا و زانیان مشکوک باشد، نباید در مورد افراد خداپرست و دیندار قضاوت منفی کند.
هر که بر گردد سرش از چرخهاهمچو خود گردنده بیند خانه را
هوش مصنوعی: هر کسی که از دایرهی چرخش دنیا و روزگار روی بگرداند، مانند چرخش خود آن دنیا، به تماشای خانهی خود مینشیند.
آنچ گفت آن باغبان بوالفضولحال او بُد دور از اولاد رسول
هوش مصنوعی: باغبان بیادب و فضول گفت که حال او بد است و از نسل پیامبر دور افتاده است.
گر نبودی او نتیجهٔ مرتدانکی چنین گفتی برای خاندان
هوش مصنوعی: اگر او نبود که نتیجهٔ کسانی است که به مرتدین تبدیل شدهاند، آیا تو چنین سخنی را برای خانوادهات بیان میکردی؟
خواند افسونها شنید آن را فقیهدر پیاش رفت آن ستمکار سفیه
هوش مصنوعی: فقیه (عالِم دین) افسونها را شنید و در پی آن رفت، اما آن ستمکار نادان، او را دنبال کرد.
گفت ای خر اندرین باغت که خواند؟دزدی از پیغمبرت میراث ماند؟
هوش مصنوعی: در این دنیا، تو که در این باغ و سرزمین زندگی میکنی، چه کسی به تو دروغ میگوید که از پیامبر تو چیزی به سرقت رفته یا به تو آسیب رسانده است؟ تو بر اساس میراثی که از او به جا مانده، باید زندگی کنی.
شیر را بچه همیماند بدوتو به پیغمبر به چه مانی؟ بگو!
هوش مصنوعی: اگر بچه شیر به نزد مادرش میرود، تو هم با پیامبر چه نسبتی داری؟ بگو.
با شریف آن کرد مرد ملتجیکه کند با آل یاسین خارجی
هوش مصنوعی: شخصی با انسانهای با احترام و نیکوکار، همانطور رفتار میکند که با اعضای خانواده پیامبر (علیهالسلام) رفتار میشود.
تا چه کین دارند دایم دیو و غولچون یزید و شمر با آل رسول
هوش مصنوعی: تا چه حد کینه و دشمنی دارند دیو و غول، چون یزید و شمر که با خانواده پیامبر(ص) دشمنی ورزیدند.
شد شریف از زخم آن ظالم خراببا فقیه او گفت ما جستیم از آب
هوش مصنوعی: شخصی که با ظلم و ستم و زخمهایی که دیده، در حال نابودی است، به فقیه میگوید که ما از آب و زندگی فاصله گرفتهایم و به دنبال آن هستیم که از این وضعیت نجات پیدا کنیم.
پای دار اکنون که ماندی فرد و کمچون دهل شو زخم میخور در شکم
هوش مصنوعی: الان که به تنهایی و بدون همراه ایستادهای، مثل دهل که بر اثر ضربه زخم میخورد، با مشکلات و سختیها مواجه شو.
گر شریف و لایق و همدم نیماز چنین ظالم تو را من کم نیم
هوش مصنوعی: اگر تو شایسته و نجیب و همراه من نباشی، من هم از چنین ظالمی کم نخواهم آورد.
مر مرا دادی بدین صاحب غرضاحمقی کردی تو را بئس العوض
هوش مصنوعی: تو مرا به دست شخصی بیهدف و احمق سپردی، که این یک خطای بزرگ از تو بوده است. چه عوض بدی!
شد ازو فارغ بیامد کای فقیهچه فقیهی ای تو ننگ هر سفیه
هوش مصنوعی: او از او جدا شد و گفت: ای عالم، چه عالمی هستی تو! شرم هر نادانی!
فتویات اینست ای ببریدهدستکاندر آیی و نگویی امر هست
هوش مصنوعی: حکم تو این است ای کسی که دستت قطع شده، که به اینجا بیایی و نگویی که باید انجام دهی.
این چنین رخصت بخواندی در وسیطیا بدست این مساله اندر محیط
هوش مصنوعی: اینگونه اجازه داد تا در محیطی خاص یا با مهارت خاصی، این موضوع را بررسی کنیم.
گفت حقستت بزن دستت رسیداین سزای آنک از یاران برید
هوش مصنوعی: شخصی به کسی میگوید که سزاوار این سرنوشت است و حالا که به اینجا رسیده، باید به عذاب و عواقب آنچه که کرده، تن بدهد. این نتیجهای است برای کسی که از دوستان و همراهانش دوری کرده است.