بخش ۶۹ - دیدن زرگر عاقبت کار را و سخن بر وفق عاقبت گفتن با مستعیر ترازو
هوش مصنوعی: در این شعر، شخصی به زرگر میگوید که ترازویی برای وزن کردن طلا میخواهد. زرگر در جواب توضیح میدهد که او ابزارهای مورد نیاز را ندارد و به مزاح میگوید که بهتر است به جای این درخواستها، حواسش را جمع کند. فرد به زرگر میگوید که او کور نیست و میفهمد، اما زرگر به او هشدار میدهد که سنجش او ممکن است نادرست باشد چون خود طلا ممکن است دارای نقص باشد. در نهایت، سخن پایانی این است که بهتر است فرد از این محل برود و به جای دیگری مراجعه کند. شعر به نوعی به انتقاد از بیتوجهی و عدم دقت در سنجش و قضاوت اشاره دارد.
آن یکی آمد به پیش زرگریکه ترازو ده که بر سنجم زری
هوش مصنوعی: یک نفر به سراغ زرگر رفت و از او خواست که ترازو بدهد تا بتواند طلا را وزن کند.
گفت خواجه رو مرا غربال نیستگفت میزان ده برین تسخر مهایست
هوش مصنوعی: فرمود که من چیزی برای اندازهگیری ندارم، اما تو میتوانی با ترازوی خود من را بسنجی، زیرا ارزش من به مهارت و هنر من است.
گفت جاروبی ندارم در دکانگفت بس بس این مضاحک را بمان
هوش مصنوعی: شخصی به دیگری میگوید که جاروبی در مغازهام ندارم و در پاسخ به او میگوید که کافی است، همین شخص بازیگوش را نگهدار.
من ترازویی که میخواهم بدهخویشتن را کر مکن هر سو مجه
هوش مصنوعی: شما که قرار است من را بسنجید، لطفاً به شیوۀ نادرستی به من نگاه نکنید و قضاوت نکنید.
گفت بشنیدم سخن کر نیستمتا نپنداری که بی معنیستم
هوش مصنوعی: گفتند که بشنو، من کر نیستم تا فکر نکنی که بیمعنا هستم.
این شنیدم لیک پیری مرتعشدست لرزان جسم تو نامنتعش
هوش مصنوعی: این را شنیدم که پیری، دستش لرزان است و در حالی که جسم تو بیحرکت و ثابت مانده، او به شدت دست و پا میزند.
وان زر تو هم قراضهٔ خرد مرددست لرزد پس بریزد زر خرد
هوش مصنوعی: اگر طلا یا زر تو نیز به قطعات ریز تقسیم شود، اگرچه ارزشش کم شده است، اما هنوز هم ارزشمند است و اگر مردی که دستش میلرزد، بخواهد آن را بریزد، این طلاهای ریز با ارزش از بین خواهند رفت.
پس بگویی خواجه جاروبی بیارتا بجویم زر خود را در غبار
هوش مصنوعی: پس بگو که یک کارگر بیاید تا من طلاهایم را در میان گرد و غبار پیدا کنم.
چون بروبی خاک را جمع آوریگوییم غلبیر خواهم ای جری
هوش مصنوعی: زمانی که خاک را جمع میکنی، به تو میگویم که برنده خواهم شد ای جری!
من ز اول دیدم آخر را تمامجای دیگر رو ازینجا والسلام
هوش مصنوعی: من از همان ابتدا پایان کار را دیدم و متوجه شدم که در جایی دیگر همه چیز متفاوت است. پایان صحبت.