بخش ۷۲ - مضطرب شدن فقیر نذر کرده بهکندن امرود از درخت و گوشمال حق رسیدن بی مهلت
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به توصیف حال زاهدی میپردازد که پنج روز از گرسنگی رنج میبرد و صبرش در حال از بین رفتن است. او درختی را میبیند که میوههای امرود بر آن آویزان است و با وجود گرسنگی، تلاش میکند خود را کنترل کند. اما وقتی بادی میوزد و میوهها را بر سرش میریزد، توان مقاومت او از بین میرود و بر اثر ضعف و جوع، از نذر و عهد خود فاصله میگیرد. در نهایت، در این لحظه، او مورد تأدیب خداوند قرار میگیرد و چشم و گوشش به حقیقت باز میشود.
پنج روز آن باد امرودی نریختز آتش جوعش صبوری میگریخت
هوش مصنوعی: پنج روز آن، باد عطر خوش میوهای به هوا نرفت و آتش گرسنگی او را وادار به صبر نمیکرد.
بر سر شاخی مرودی چند دیدباز صبری کرد و خود را وا کشید
هوش مصنوعی: مردی چند نفر را بر روی شاخهای دید و پس از کمی صبر، از آنجا فاصله گرفت و خود را کنار کشید.
باد آمد شاخ را سر زیر کردطبع را بر خوردن آن چیر کرد
هوش مصنوعی: باد آمد و باعث شد که شاخهی درخت به سمت پایین خم شود و طبیعت آن را برای خوردن میوهها آماده کرد.
جوع و ضعف و قوت جذب و قضاکرد زاهد را ز نذرش بیوفا
هوش مصنوعی: زاهد به دلیل عدم وفای به نذرش با گرسنگی، ضعف و قدرت جذب قضا مواجه شده است.
چونک از امرودبن میوه سکستگشت اندر نذر و عهد خویش سست
هوش مصنوعی: به خاطر میوهای که از درخت امرود (گلابی) چیده شد، عهد و پیمانش سست و ضعیف شد.
هم در آن دم گوشمال حق رسیدچشم او بگشاد و گوش او کشید
هوش مصنوعی: در آن لحظه، وقتی که حقیقت روشن شد، او چشمانش را باز کرد و به حرفها گوش داد.