بخش ۱۳۶ - باز جواب انبیا علیهم السلام ایشان را
هوش مصنوعی: در این شعر، نویسنده به ناامیدی و موانع زندگی پرداخته و میگوید که نباید از رحمت و فضل خداوند ناامید شد. او به اهمیت تسلیم در برابر اراده الهی و پذیرش شرایط اشاره میکند و تأکید میکند که مشکلات ممکن است در ابتدا سخت به نظر برسند، اما بعداً حل خواهند شد. شاعر به این نکته اشاره میکند که ما باید در دل خود امید داشته باشیم و به رحمت خدا ایمان داشته باشیم، زیرا او همیشه یارمان است. در نهایت، او از زیبایی و تازگی وجود در نزد خدا و پیوند عشق و شکرگزار بودن نسبت به او سخن میگوید و بیان میکند که زمان سنجی جسمی مهم نیست، بلکه آنچه در روح و دل میگذرد، اهمیت دارد.
انبیا گفتند نومیدی بدستفضل و رحمتهای باری بیحدست
هوش مصنوعی: پیامبران اعلام کردهاند که ناامیدی از رحمت و بخششهای بیپایان خداوند کار درستی نیست.
از چنین محسن نشاید ناامیددست در فتراک این رحمت زنید
هوش مصنوعی: از چنین فرد نیکوکار و بافضیلت نباید ناامید شد و باید به رحمت و کمک او امیدوار بود.
ای بسا کارا که اول صعب گشتبعد از آن بگشاده شد سختی گذشت
هوش مصنوعی: بسیاری از کارها در ابتدا دشوار به نظر میرسند، اما با گذشت زمان و تلاش، آن سختیها برطرف میشوند و کار به آسانی انجام میشود.
بعد نومیدی بسی اومیدهاستاز پس ظلمت بسی خورشیدهاست
هوش مصنوعی: پس از ناامیدی، امیدهای زیادی وجود دارد و از دل تاریکی، خورشیدهای زیادی طلوع میکنند.
خود گرفتم که شما سنگین شدیتقفلها بر گوش و بر دل بر زدیت
هوش مصنوعی: من متوجه شدم که شما در برابر مسائل و مشکلات، به شدت مقاوم و محکم هستید و این موضوع بر روی احساسات و ذهنیت من تاثیر گذاشته است.
هیچ ما را با قبولی کار نیستکار ما تسلیم و فرمان کردنیست
هوش مصنوعی: هیچ کار ما به قبول شدن نیست، وظیفه ما تنها تسلیم شدن و انجام فرمان است.
او بفرمودستمان این بندگینیست ما را از خود این گویندگی
هوش مصنوعی: او به ما فرمان داده که این نوع بندگی برای ما نیست، ما از خودمان باید صحبت کنیم.
جان برای امر او داریم ماگر به ریگی گوید او کاریم ما
هوش مصنوعی: ما جانمان را برای فرمان او فدا میکنیم، حتی اگر او به ما بگوید که بر روی ریگها راه برویم.
غیر حق جان نبی را یار نیستبا قبول و رد خلقش کار نیست
هوش مصنوعی: هیچ کسی غیر از حق نمیتواند جان پیامبر را یاری دهد و در ارتباط با پذیرش یا عدم پذیرش مردم، نیازی به دغدغه نیست.
مزد تبلیغ رسالاتش ازوستزشت و دشمنرو شدیم از بهر دوست
هوش مصنوعی: پاداش ترویج پیامهای او از خود اوست؛ ما به خاطر دوستی با او، زشت و دشمننما شدهایم.
ما برین درگه ملولان نیستیمتا ز بعد راه هر جا بیستیم
هوش مصنوعی: ما در این مکان غمگین نیستیم، پس هر جا که فاصله بگیریم، ما از اینجا دور نمیشویم.
دل فرو بسته و ملول آنکس بودکز فراق یار در محبس بود
هوش مصنوعی: دل کسی که به دوری محبوبش در محبسی گرفتار شده، بسته و غمگین است.
دلبر و مطلوب با ما حاضرستدر نثار رحمتش جان شاکرست
هوش مصنوعی: معشوق و محبوب ما در کنار ماست و در برابر رحمتهایش، جان ما شکرگزار است.
در دل ما لالهزار و گلشنیستپیری و پژمردگی را راه نیست
هوش مصنوعی: در دل ما باغ و گلزار و زیبایی وجود دارد و هیچ نشانهای از پیری و پژمردگی در آن نیست.
دایما تر و جوانیم و لطیفتازه و شیرین و خندان و ظریف
هوش مصنوعی: ما همیشه تازه و جوان، لطیف و شیرین، خوشحال و ظریف هستیم.
پیش ما صد سال و یکساعت یکیستکه دراز و کوته از ما منفکیست
هوش مصنوعی: زمان برای ما هیچ تفاوتی ندارد، چه صد سال باشد چه یک ساعت. این تفاوت از ما نیست، بلکه به تعبیر ما بستگی دارد.
آن دراز و کوتهی در جسمهاستآن دراز و کوته اندر جان کجاست
هوش مصنوعی: این جمله به تفاوتهایی اشاره دارد که در دنیای مادی و جسمانی وجود دارد. به وضوح بیان میکند که در دنیای جسمی، ما با اندازهها و ابعاد طول و کوتاهی سر و کار داریم. اما سوالی که مطرح میشود این است که در دنیای روح و جان، این ابعاد و اندازهها چگونه وجود دارند و آیا چنین تفاوتهایی در عمق وجود انسان نیز وجود دارد یا خیر؟
سیصد و نه سال آن اصحاب کهفپیششان یک روز بی اندوه و لهف
هوش مصنوعی: سیصد و نه سال آن جوانان خوابیده در غار، در برابرشان یک روز بدون غم و اضطراب گذشت.
وانگهی بنمودشان یک روز همکه به تن باز آمد ارواح از عدم
هوش مصنوعی: روزی به آنها نشان داد که وقتی روحها از نیستی به بدن بازمیگردند، چه حال و روزی پیدا میکنند.
چون نباشد روز و شب یا ماه و سالکی بود سیری و پیری و ملال
هوش مصنوعی: وقتی که روز و شب یا ماه و سال وجود نداشته باشد، دیگر چیزی برای خستگی، پیری و ناراحتی وجود نخواهد داشت.
در گلستان عدم چون بیخودیستمستی از سغراق لطف ایزدیست
هوش مصنوعی: در دنیای عدم، کسی که بیخود شده است، حسی از سرمستی و خوشی ناشی از لطف و رحمت خداوند دارد.
لم یذق لم یدر هر کس کو نخوردکی بوهم آرد جعل انفاس ورد
هوش مصنوعی: هر کسی که طعم چیزی را نچشیده باشد، از آن شناختی ندارد و نمیتواند به درستی دربارهاش صحبت کند یا آن را توصیف نماید.
نیست موهوم ار بدی موهوم آنهمچو موهومان شدی معدوم آن
هوش مصنوعی: بدیهای خیالی واقعی نیستند و اگر به این خیالات دامن بزنیم، خودِ آن بدیها نیز از حقیقت ساقط میشوند.
دوزخ اندر وهم چون آرد بهشتهیچ تابد روی خوب از خوک زشت
هوش مصنوعی: جهنم در نظر نمیتواند بهشت را به تصویر بکشد، چطور میتواند زیبایی را از چهرهای زشت و پلید نشان دهد؟
هین گلوی خود مبر هان ای مهاناینچنین لقمه رسیده تا دهان
هوش مصنوعی: ای دوستان، مراقب باشید که گلوی خود را با این لقمه که به این راحتی به شما رسیده، از چنگ ندهید.
راههای صعب پایان بردهایمره بر اهل خویش آسان کردهایم
هوش مصنوعی: ما مسیرهای دشواری را طی کردهایم و حالا برای نزدیکان خود راه را آسان کردهایم.