بخش ۸۷ - چاره اندیشیدن آن ماهی نیمعاقل و خود را مرده کردن
هوش مصنوعی: در این شعر، ماهی به وضعیت خود در زمان بلا و غم اشاره میکند. او از جدایی از عقل خود ناراحت است و حس میکند که از دریا دور شده است. با وجود غم و ناراحتی، تصمیم میگیرد که خود را مرده تصور کند و اشک بریزد. او به سمت آب میرود تا خود را در آن جا بسپارد و میگوید مرگ پیش از مرگ، امنتر از عذاب است. سپس به وضعیت خود در دام و آتش اشاره میکند، و با حماقتی که دارد، خود را در درد عذاب قرار میدهد. در نهایت، او به دنبال جستوجو برای پیدا کردن مکانی امن و آبی بینهایت است و اعتقاد دارد که نمیتواند در جایی غیر از دریا زندگی کند. به طور کلی، شعر به تمایز میان مرگ و زندگی، مبارزه با مشکلات و جستوجوی آرامش پرداخته است.
گفت ماهی دگر وقت بلاچونک ماند از سایهٔ عاقل جدا
هوش مصنوعی: ماهی گفت: وقتی در زمان سختی و بلا قرار دارم، چگونه میتوانم از سایهٔ عقل و خرد دور بمانم؟
کو سوی دریا شد و از غم عتیقفوت شد از من چنان نیکو رفیق
هوش مصنوعی: او به سمت دریا رفت و از درد و اندوه گذشته دیگر خبری از او نیست، رفیق نیکوی من.
لیک زان نندیشم و بر خود زنمخویشتن را این زمان مرده کنم
هوش مصنوعی: اما من به این موضوع فکر نمیکنم و بر خودم فشار میآورم تا در این زمان خود را مانند مردهای بسازم.
پس برآرم اشکم خود بر زبرپشت زیر و میروم بر آب بر
هوش مصنوعی: پس اشکهایم را بلند کرده و بر روی زمین میریزیم و سپس به سمت آب میروم.
میروم بر وی چنانک خس رودنی بسباحی چنانک کس رود
هوش مصنوعی: من به سراغ او میروم به طرز زیبا و دلنشینی، مانند اینکه باغی به سوی آبیاری میرود.
مرده گردم خویش بسپارم به آبمرگ پیش از مرگ امنست از عذاب
هوش مصنوعی: قبل از اینکه بمیرم، خودم را به آب میسپارم، زیرا این کار از عذاب در دنیا و آخرت نجاتم میدهد.
مرگ پیش از مرگ امنست ای فتیاین چنین فرمود ما را مصطفی
هوش مصنوعی: مرگ قبل از مرگ بیخطر است، ای جوان. اینگونه به ما گفت پیامبر.
گفت موتواکلکم من قبل انیاتی الموت تموتوا بالفتن
هوش مصنوعی: باید یاد بگیرید که قبل از آنکه مرگ به سراغتان بیاید، با مشکلات و آزمونها زندگی مواجه شوید. در واقع، به نوعی باید با چالشها و آزمایشات زندگی آماده باشید و در غیر این صورت، انگار که در زندگی مردهاید.
همچنان مرد و شکم بالا فکندآب میبردش نشیب و گه بلند
هوش مصنوعی: مردی در حال نوشیدن آب است و در حالی که شکم او بزرگ شده، به سمت پایین و بالا میرود. او در این حال در حال حرکت است و تاثیرات زمینگذاری بر او مشخص است.
هر یکی زان قاصدان بس غصه بردکه دریغا ماهی بهتر بمرد
هوش مصنوعی: هر یک از آن فرستادگان به شدت ناراحت شدند و افسوس خوردند که ای کاش ماهی بهتری میمرد.
شاد میشد او کز آن گفت دریغپیش رفت این بازیم رستم ز تیغ
هوش مصنوعی: او خوشحال میشد که از گفتهاش پشیمان میشود، در حالی که رستم با شمشیرش به جلو میرود.
پس گرفتش یک صیاد ارجمندپس برو تف کرد و بر خاکش فکند
هوش مصنوعی: یک صیاد با ارزش، آن ماهی را گرفت و سپس آن را تف کرد و به زمین انداخت.
غلط غلطان رفت پنهان اندر آبماند آن احمق همیکرد اضطراب
هوش مصنوعی: یک شخص نادان به خاطر اشتباهاتش به شدت نگران و مضطرب بود، اما در نهایت به صورت پنهانی و بیخبر از دیگران رفت. در حالی که آب در زیر او باقی ماند و او هیچ چیز را درک نکرد.
از چپ و از راست میجست آن سلیمتا بجهد خویش برهاند گلیم
هوش مصنوعی: سلیم به دنبال راهی میگشت تا از هر طرف بتواند خود را نجات دهد و از موقعیت سختی که در آن قرار داشت، بیرون بیاید.
دام افکندند و اندر دام مانداحمقی او را در آن آتش نشاند
هوش مصنوعی: در دام و تلهای گرفتار شدند و خنگی که در آنجا نشسته، خود را به آتش انداخته است.
بر سر آتش به پشت تابهایبا حماقت گشت او همخوابهایی
هوش مصنوعی: در کنار آتش، شخصی با نادانی به کاری بیهوده پرداخته و بهخودش آسیب میزند.
او همی جوشید از تف سعیرعقل میگفتش الم یاتک نذیر
هوش مصنوعی: او از شعلههای آتش عقل برافروخته میشد و میگفت: آیا پیامآور به تو نرسید؟
او همیگفت از شکنجه وز بلاهمچو جان کافران قالوا بلی
هوش مصنوعی: او میگفت که از سختیها و مصیبتها، مانند جان کافران که میگویند آری، تحمل میکنم.
باز میگفت او که گر این بار منوا رهم زین محنت گردنشکن
هوش مصنوعی: او دوباره میگفت که اگر این بار من از این درد و رنج سختی که بر دوشم سنگینی میکند خلاص شوم، خوشحال میشوم.
من نسازم جز به دریایی وطنآبگیری را نسازم من سکن
هوش مصنوعی: من هیچگاه در سرزمینی که وطن من نیست، جایی نمیسازم و فقط در سرزمین خودم زندگی میکنم.
آب بیحد جویم و آمن شومتا ابد در امن و صحت میروم
هوش مصنوعی: من به دنبال آب بینهایت هستم تا همیشه در امنیت و سلامتی زندگی کنم.