بخش ۱۱۱ - جواب گفتن خر روباه را
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به نظر میرسد از یک مقام یا قصیده قدیمی فارسی باشد. شاعر در آن به دشمنی اشاره میکند و از زشتی و بدبختی او سخن میگوید. او از خداوند میخواهد که او را از این بدبختی و دشواریها رها کند و عهد میکند که دیگر تسلیم وسوسهها نشود. شاعر به هول و هراس خود در برابر خطراتی که احساس میکند اشاره میکند و از خداوند کمک میطلبد. در نهایت، او به تأثیر منفی دوستان بد و خطرناک اشاره میکند که میتوانند به انسان آسیب برسانند. متن به صورت کلی بر تضاد میان خوب و بد، و لزوم دوری از تأثیرات منفی تأکید دارد.
گفت رو رو هین ز پیشم ای عدوتا نبینم روی تو ای زشترو
هوش مصنوعی: برو کنار و تا من تو را نبینم، ای زشترو، از مقابل من دور شو.
آن خدایی که ترا بدبخت کردروی زشتت را کریه و سخت کرد
هوش مصنوعی: آن خدایی که تو را به بدبختی انداخته، ظاهرت را زشت و نازیبا کرده است.
با کدامین روی میآیی به مناین چنین سغری ندارد کرگدن
هوش مصنوعی: با چه رویی به من نزدیک میشوی، در حالی که این رفتار تو مانند کرگدن است که هیچ ریزهکاری ندارد؟
رفتهای در خون جانم آشکارکه ترا من رهبرم تا مرغزار
هوش مصنوعی: تو با رفتنات در دل و جان من تاثیر عمیق گذاشتهای و من مانند یک راهنما و همراه، تو را به دشت و دمنوش میبرم.
تا بدیدم روی عزرائیل راباز آوردی فن و تسویل را
هوش مصنوعی: وقتی که چهره عزرائیل را دیدم، دوباره مهارت و قدرت فریب را به یاد آوردم.
گرچه من ننگ خرانم یا خرمجانورم جان دارم این را کی خرم
هوش مصنوعی: اگرچه من ممکن است به نظر بیایم که ننگین هستم یا مانند یک حیوان بیارزش به حساب میآیم، اما هنوز جان دارم و باید بگویم که در حقیقت، من همچنان خرم و شاداب هستم.
آنچ من دیدم ز هول بیامانطفل دیدی پیر گشتی در زمان
هوش مصنوعی: آنچه من از ترس و وحشت فراوان تجربه کردم، تو هم با دیدن آن دچار تغییر و پیری خواهی شد در گذر زمان.
بیدل و جان از نهیب آن شکوهسرنگون خود را درافکندم ز کوه
هوش مصنوعی: بیعاطفه و بیروح، از صدای دلنگرانی آن عظمت، خود را از بالای کوه به زمین پرتاب کردم.
بسته شد پایم در آن دم از نهیبچون بدیدم آن عذاب بیحجیب
هوش مصنوعی: وقتی آن عذاب سخت و بیپرده را دیدم، پاهایم در آن لحظه از ترس به شدت بسته شد.
عهد کردم با خدا کای ذوالمننبرگشا زین بستگی تو پای من
هوش مصنوعی: با خدا عهد کردهام که ای بخشنده، این بندگی و وابستگی را از پای من باز کن.
تا ننوشم وسوسهٔ کس بعد ازینعهد کردم نذر کردم ای معین
هوش مصنوعی: من تصمیم گرفتهام که دیگر تحت تأثیر وسوسههای دیگران قرار نگیرم و این عهد و نذر را کردهام.
حق گشاده کرد آن دم پای منزان دعا و زاری و ایمای من
هوش مصنوعی: در آن لحظه، خداوند به خاطر دعاها و درخواستهای من، راه را برای من باز کرد.
ورنه اندر من رسیدی شیر نرچون بدی در زیر پنجهٔ شیر خر
هوش مصنوعی: اگر به درون من نظر میکردی، مانند شیر نر قدرتمند میشدی، اما چون در زیر چنگال شیر خر قرار داری، نمیتوانی به آن قدرت دست یابی.
باز بفرستادت آن شیر عرینسوی من از مکر ای بئس القرین
هوش مصنوعی: به یادم بیاور آن جوانمرد شجاع را که دوباره به سوی من فرستادی، چون که پیوسته تو در دوستی و یاری با من نیکی نکردی و رفیق خوبی نبودی.
حق ذات پاک الله الصمدکه بود به مار بد از یار بد
هوش مصنوعی: خداوند یکتای بینهایت، حق مطلق است و در دستانی میخواهد وجود داشته باشد که از بدیها به دور باشد. ارتباط با افراد نیکو و درست، انسان را از هرگونه آسیب و ضرری حفظ میکند.
مار بد جانی ستاند از سلیمیار بد آرد سوی نار مقیم
هوش مصنوعی: مار بد به جان سلیم آسیب میزند و یار بد آدم را به عذاب و آتش میکشاند.
از قرین بیقول و گفت و گوی اوخو بدزدد دل نهان از خوی او
هوش مصنوعی: از نزدیکی کسی که نه روزنهای به گفتوگو دارد و نه قول و قراری، دل خود را دور نگهدار و از ویژگیهای او در امان باش.
چونک او افکند بر تو سایه رادزدد آن بیمایه از تو مایه را
هوش مصنوعی: وقتی او بر تو سایه میافکند، آن بیارزش از تو ارزش را میرباید.
عقل تو گر اژدهایی گشت مستیار بد او را زمرد دان که هست
هوش مصنوعی: اگر عقل تو همچون اژدها مست و غافل شد، بدان که یار بد او همان زمرد است که وجود دارد.
دیدهٔ عقلت بدو بیرون جهدطعن اوت اندر کف طاعون نهد
هوش مصنوعی: عقل تو باید از دیدن او خود را دور کند، زیرا اینکه او را با زبان خود مورد انتقاد قرار دهی، همانند این است که بیماری خطرناکی را به دست بگیری.