بخش ۱۵ - حکایت آن دو صاحب جمال که یکی از خلق خوش عاقلان را دیوانه ساخته بود و دیگری از خوی بد آشنایان را بیگانه خویش کرده بود
هوش مصنوعی: دو سرو لالهرخ همزاد وجود داشتند که از نظر زیبایی بسیار مشابه بودند. هیچ تفاوتی در زیبایی ظاهری آنها نبود و هر دو از نظر فیزیکی شبیه بودند. اما از نظر شخصیت و سیرت متفاوت بودند. یکی از آنها دارای شخصیت مهربان و آرام بود و دیگری سختگیر و تندخو.
این دو باغبان دلها بودند؛ یکی آرامش را به دلها هدیه میکرد و دیگری درد و رنج. مردم به جمال یکی بیشتری دل میدادند و از خوبیهایش بهرهمند میشدند، در حالی که دیگری تنها یک عاشق داشت.
در گفتگویی، تندخو به ناراحتی از یکسان نبودن عاشقهایشان اشاره میکند و در پاسخ نیکخو میگوید که زیبایی ظاهری بدون نیکخویی ارزشی ندارد. در نهایت، دعا میکند که خالق حسن، ویژگیهای خوب را در وجود انسانها نهادینه کند و با اخلاق نیک آنها را نوازش کند.
دو سرو لاله رخ بودند همزادکه از مادر بشکل آن دو کم زاد
هوش مصنوعی: دو سرو بلند و زیبا مانند لالهها در کنار هم بودند و از یک مادر متولد شده بودند که این شکل و قیافه را به آن دو بخشیده است.
چنان بودند در خوبی یگانهکه گفتی: نیست فرقی در میانه
هوش مصنوعی: آنها به قدری در خوبی و نیکی منحصر به فرد بودند که اگر کسی آنها را میدید، تصور میکرد هیچ تفاوتی بینشان وجود ندارد.
اگر این یک ملک، آن یک پری بودوگر این زهره، آن یک مشتری بود
هوش مصنوعی: اگر این سرزمین، آن پری زیبا بود و اگر زهره، آن مشتری بزرگ و درخشان بود،
بصورت گر بیک دستور بودندولی در سیرت از هم دور بودند
هوش مصنوعی: این بیت به این مفهوم اشاره دارد که اگرچه افراد در ظاهر یا رفتار ممکن است به یکدیگر شباهت داشته باشند و از یک دستور پیروی کنند، اما در باطن و حقیقت افراد ممکن است از یکدیگر فاصله داشته و با هم متفاوت باشند.
یکی بر خاطر هر خسته راحتیکی از جور بر دلها جراحت
هوش مصنوعی: هر شخصی که خسته است، به یک آرامش نیاز دارد، اما گاهی اوقات این آرامش به خاطر ظلم و ناعدالتی که بر دلها میرود، به سختی حاصل میشود.
یکی بر سینه ها مرهم نهادییکی صد داغ دل بر هم نهادی
هوش مصنوعی: یک نفر بر دلها آرامش و تسکین بخشیده است، و یکی دیگر هم درد و رنجهای بسیاری را بر دلها افزوده است.
بت دلجوی را از حسن سیرتبجان می خواستند اهل بصیرت
هوش مصنوعی: اهل شناخت و بینش به زیباییهای باطن و رفتار نیکو علاقمند بودند و میخواستند که معشوقی با این خصوصیات را در دل خود بپرورانند.
قدم هر جا نهادی بر سر کویز بسیاری نگنجیدی سر موی
هوش مصنوعی: هر کجا که پا بگذاری و وارد کوی و برزن شوی، به خاطر وفور زیباییها و جذابیتها، حتی یک تار موی تو هم در آنجا جا نمیشود.
نگار تند خو هر جا نشستیز دست خوی بد تنها نشستی
هوش مصنوعی: عزیز دل که به شدت دلتنگی و زودرنجی دارد، هر جا که قدم میگذارد، به همراه بدیها و ناز و نوازشهایش تنها باقی میماند.
شنیدم گفت روزی از خجالتکه یارب، اینچه حالست و چه حالت؟
هوش مصنوعی: روزی به خاطر شرم و خجالت کسی از خودش پرسید: ای خدا، من چه وضعیتی دارم و حال من چگونه است؟
که در حسن و جمال ما شکی نیستترا صد عاشق و ما را یکی نیست
هوش مصنوعی: در زیبایی و جذابیت ما شکی وجود ندارد؛ تو را صدها عاشق احاطه کردهاند، اما برای ما یک نفر هم نیست.
چو این حرف آن حریف تند خو گفتنکو خو در جواب او نکو گفت
هوش مصنوعی: وقتی آن فرد تندخو این صحبت را کرد، نیکوخو در جواب او به زیبایی پاسخ داد.
چه سود از حسن؟ چون احسان نداریتو این داری ولیکن آن نداری
هوش مصنوعی: زیبایی چه فایدهای دارد اگر خوبی و بخشندگی در کار نباشد؟ تو ممکن است زیبا باشی، اما این زیبایی بدون نیکوکاری ارزش زیادی نخواهد داشت.
خداوندا، بحسن نیک خویانبخلق و سیرت پاکیزه رویان
هوش مصنوعی: خداوندا، به نیکوکاران و افرادی که ذات پاک و رفتار خوبی دارند، پاداش ده.
که حسن خلق عادت ساز ما راباخلاق حسن بنواز ما را
هوش مصنوعی: حسن خلق و رفتار نیکو عادت ما را شکل میدهد و ما را با ویژگیهای نیکو خود نوازش میکند.