رباعی شمارهٔ ۱۰
هوش مصنوعی: شاعر در این بیت از احساس بیقراری و ناامیدی خود صحبت میکند. او میگوید که هیچ امیدی به بهبودی او وجود ندارد و غم به اندازهای او را آزرده کرده که هیچکس نمیتواند به او کمک کند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که در این شهر انسانی که به او کمک کند یافت نمیشود.
امروز مرا غیر پریشانی نیستدر مشکل من امید آسانی نیست
هوش مصنوعی: امروز فقط احساس دغدغه و بیقراری میکنم و در این وضعیت دشوار، امیدی به آسانی و راحتی ندارم.
غم کشت مرا و کس به دادم نرسیدبالله که درین شهر مسلمانی نیست
هوش مصنوعی: درد و اندوه من مرا از پا درآورد و هیچ کس برای کمک به من نیامد. قسم میخورم که در این شهر هیچ نشانی از انسانیت و مسلمانی وجود ندارد.