شمارهٔ ۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره توجه و علاقه به محبان و زیباییهای زندگی است. شاعر از معشوق میخواهد که به گرفتاریها و رسواییاش توجه کند و سایهاش بر او بیفتد. او به گذر زمان و عدم اطمینان از آینده اشاره میکند و میگوید باید از فرصتهای امروز بهره ببرد. همچنین، شاعر به زیبایی و ارزش خاک پای معشوق اشاره میکند و تأکید دارد که عشق بیپایان است و زیبایی ظاهری تنها یک جنبه از آن است. این شعر در مجموع معانی عمیق عشق، زندگی و گذرا بودن زمان را بررسی میکند.
به چشم لطف اگر بینی گرفتاران رسوا رابه ما هم گوشه چشمی که رسوا کردهای ما را
هوش مصنوعی: اگر با چشمی مهربان نگاهی به گرفتاران بیندازی، به ما که رسوای تو هستیم نیز لطفی کن و نگاهی بینداز.
پس از مردن نخواهم سایه طوبی ولی خواهمکه روزی سایه بر خاکم فتد آن سرو بالا را
هوش مصنوعی: پس از مرگم نمیخواهم درخت طوبی (درختی بهشتی) سایهام را بگیرد، اما آرزو دارم یک روز سایه آن درخت بلند بر روی خاک من بیفتد.
حذر کن از دم سرد رقیب، ای نوگل خندانکه از باد خزان آفت رسد گلهای رعنا را
هوش مصنوعی: مراقب باش که از دشمنان خود غافل نشوی، ای گل زیبای خندان، زیرا ممکن است مانند باد خزان آسیبهایی به گلهای زیبا برسانند.
دلا، تا میتوان امروز فرصت را غنیمت دانکه در عالم نمیداند کسی احوال فردا را
هوش مصنوعی: ای دل، تا جایی که میتوانی از فرصت امروز بهره ببر، زیرا هیچ کس در این دنیا از وضعیت فردا خبر ندارد.
زلال خضر باشد خاک پایت، جای آن داردکه ذوق خاکبوسی بر زمین آرد مسیحا را
هوش مصنوعی: خاک پایت آنقدر پاک و زلال است که شایسته است مسیحا با عشق و شادی بر آن سجده کند و از آن خاک بوسه بگیرد.
هلالی را چه حد آنکه بر ماه رخت بیند؟به عشق ناتمام او چه حاجت روی زیبا را؟
هوش مصنوعی: هلالی چه فرصتی دارد که بر چهرهٔ ماه زیبایی بنگرد؟ عشق ناتمامی که دارد، دیگر چه نیازی به دیدن چنین روی زیبایی دارد؟