شمارهٔ ۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از تاثیر دلنشین و سحرآمیز او سخن میگوید. او میگوید که اگر روزی معشوق را با چشمی مهربان ببیند، تنها یک نگاه کافی است تا او را شیدا کند. شاعر از عشق و تمناهایش میگوید و حتی با وجود مشکلات و بلایایی که ممکن است از عشق بر او وارد شود، از آرزوی دیدن معشوق دست برنخواهد داشت. همچنین، او به سادگی و بیپایانی عشق خود اشاره میکند و میگوید حتی اگر معشوق قصد سفر داشته باشد، دلتنگی او را فراموش نخواهد کرد. در پایان، شاعر به تیزبینی و زیبایی چشمان معشوق اشاره میکند و آن را تحسین میکند.
ز روی مهر اگر روزی ببینی یک دو شیدا رابه ما هم گوشه چشمی، که شیدا کردهای ما را
هوش مصنوعی: اگر روزی به خاطر محبتت، نگاه محبتآمیزی به ما بیندازی، بدان که ما بر اثر این محبت، دلبسته و شیدا شدهایم.
به هر جا پا نهی آنجا نهم صد بار چشم خودچه باشد؟ آه! اگر یکباره بر چشمم نهی پا را
هوش مصنوعی: هر جا که بروی، من هم آنجا خواهم رفت. چشمم چه ارزشی دارد؟ افسوس! اگر فقط یک بار پایت را بر چشمانم بگذاری.
مرا گر در تمنای تو آید صد بلا بر سرز سر بیرون نخواهم کرد هرگز این تمنا را
هوش مصنوعی: اگر در آرزوی توباشم، حتی اگر صدها مشکل سراغم بیاید، هرگز این آرزو را ترک نخواهم کرد.
چو در بازار حسن از یک طرف پیدا شدی، ناگهخریداران یوسف برطرف کردند سودا را
هوش مصنوعی: وقتی تو در بازار زیبایی نمایان شدی، ناگهان خریداران یوسف، خرید و فروش را رها کردند.
شنیدم این که فردا ماه من عزم سفر داردبمیرم کاش امروزت، نبینم روی فردا را
هوش مصنوعی: شنیدم که فردا ماه من قصد سفر دارد. کاش امروز بمیرم تا فردا را نبینم.
هلالی را به یک دیدن غلام خویشتن کردیعجب بیناییی کردی، بنازم چشم بینا را
هوش مصنوعی: هلالی از دیدن غلام خود شگفتزده شد و به بینایی او اشاره کرد. چه بینایی جالبی داشت، به چشمهای بینا او افتخار میکنم.