شمارهٔ ۹
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس شدید عاشقانه و longing برای دیدن محبوب است. شاعر از خود میپرسد که کیست که هر بار محبوبش را ببیند و از این حالتی که دارد، به شدت دلشکسته است. او خواهان این است که محبوبش به سوی او بیاید تا او را ببیند و میگوید حتی اگر یک بار فقط چهره محبوب را ببیند، دلش تسکین مییابد. شاعر با بیان این که بارها سعی کرده به محبوب نزدیک شود اما هر بار نسبت به او بیگانهتر شده، نشان میدهد که جدایی و دوری او را رنج میدهد. در نهایت، او به چرخ فلک و سرنوشت خود اشاره میکند و آرزو دارد که به شکلی با محبوبش نزدیکتر شود.
من کیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را؟گاهی گذر کن سوی من، تا در گذر بینم تو را
هوش مصنوعی: من چه کسی هستم که همیشه بتوانم تو را به چشم ببینم؟ گاهی سر به سوی من بیاور تا تو را در حال گذر ببینم.
افتاده بر خاک درت، خوش آنکه آیی بر سرمتو زیر پا بینی و من بالای سر بینم تو را
هوش مصنوعی: در گوشهای از زمین نشستهام و خوشحال میشوم که اگر تو بیایی و بر من قدم بگذاری، من بتوانم تو را از بالای سر ببینم.
یک بار بینم روی تو دل را چسان تسکین دهم؟تسکین نیابد، جان من، صد بار اگر بینم تو را
هوش مصنوعی: اگر فقط یک بار چهرهی تو را ببینم، چگونه میتوانم دلم را آرام کنم؟ جانم آرام نمیگیرد، حتی اگر صد بار هم تو را ببینم.
از دیدنت بیخود شدم، بنشین به بالینم دمیتا چشم خود بگشایم و بار دگر بینم تو را
هوش مصنوعی: از دیدن تو بیخود و حیران شدم، بیا کمی کنارم بنشین تا چشمانم را باز کنم و دوباره تو را ببینم.
گفتی که: هر کس یک نظر بیند مرا جان میدهدمن هم بجان در خدمتم، گر یک نظر بینم تو را
هوش مصنوعی: تو گفتی هر کسی که یک بار به من نگاه کند جانش را تقدیم میکند. من هم آمادهام جانم را فدای تو کنم، اگر فقط یک بار به تو نگاه کنم.
صد بار آیم سوی تو، تا آشنا گردی به منهر بار از بار دگر بیگانهتر بینم تو را
هوش مصنوعی: من صد بار به سراغ تو میآیم تا شاید نسبت به من آشنا شوی، اما هر بار که میآیم، تو را بیگانهتر از قبل میبینم.
تا کی هلالی را چنین زین ماه میداری جدا؟یارب! که ای چرخ فلک، زیر و زبر بینم تو را
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی هلالی را از این ماه جدا نگهداری؟ ای پروردگار! من چرخش فلک را در هم و برهم میبینم.