شمارهٔ ۱۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیباییهای معشوقهاش اشاره میکند و احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان میکند. او از بوسیدن ساعد و پای معشوقهاش سخن میگوید و به زیبایی چهره او اشاره میکند که دیدن آن برای دیگران سخت است. شاعر ناز و زیبایی او را ستایش کرده و آرزو دارد که در آغوشش بگیرد. همچنین، او به درد و غم ناشی از دوری از معشوق اشاره میکند و حسرت میخورد که کسی نمیتواند دل او را بخرد. در پایان، به تمنا و آرزوی گفتوگو با معشوقهاش میپردازد.
من کیم بوسه زنم ساعد زیبایش را؟گر مرا دست دهد بوسه زنم پایش را
هوش مصنوعی: من کیستم که بخواهم ساعد زیبا را ببوسم؟ اگر او به من دستی بدهد، پایش را میبوسم.
چشم ناپاک بر آنچهره دریغست، دریغدیده پاک من اولیست تماشایش را
هوش مصنوعی: نگاه بد به آن چهره زیبا سزاوار نیست، دریغ از چشمان پاک من که اولین بینندهاش هستم.
ناز میبارد از آن سرو سهی سر تا پااین چه نازست؟ بنازم قد و بالایش را
هوش مصنوعی: آن سرو زیبا با ناز و عشوهای که دارد، زیبایی و قامتی خیرهکننده دارد. من به زیبایی و ظاهر او افتخار میکنم.
خواهم از جامه جان خلعت آن سرو روانتا در آغوش کشم قامت رعنایش را
هوش مصنوعی: میخواهم از جانم لباسی بگیرم تا بتوانم آن سرو زیبای روان را در آغوش بگیرم و قامت زیبایش را در نزدیکی خود داشته باشم.
جای او دیده خونبار شد، ای اشک، بروهر دم از خون دل آغشته مکن جایش را
هوش مصنوعی: چشم من پر از اشک و غم شده است. ای اشک، هر لحظه نریز و این جای خالی را با گریهات پر نکن.
هیچ کس دل بخریداری یاری ندهدکه بهم بر نزند حسن تو سودایش را
هوش مصنوعی: هیچ کس به کسی که عاشق توست، یاری نمیدهد تا احساساتش را نسبت به تو به هم بزند و از بین ببرد.
زان دو لب هست تمنای هلالی سخنیکاش، گویی، که: بر آرند تمنایش را
هوش مصنوعی: از دو لبش خواستهای مانند هلال، کاش میشد که بگوید آرزویش را برآورده کنند.