شمارهٔ ۲۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وفاداری یاران اشاره میکند و میگوید که هیچکس به وفاداری سگی نیست. او از قطع هوس و ترک افکار دنیوی صحبت میکند و میگوید که در این راه، افکار هوی و هوس اثر چندانی ندارند. شاعر از ناامیدی در عشق ناله میکند و تأکید میکند که در عشق واقعی، از هیچکس نمیتوان فریادرسی یافت. اگرچه دیگران از لذتهای دنیوی بهرهمند میشوند، ولی برتری روحانی کسانی که در عشق هستند، بیشتر است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که نباید از دیگران انتظار کمک داشت و نباید دلواپس نظرات آنها بود.
دیدیدیم ز یاران وفادار بسی رالیکن چو سگان تو ندیدیم کسی را
هوش مصنوعی: ما در بین دوستان وفادار زیادی را مشاهده کردیم، اما مانند وفاداری که تو داری، کسی را ندیدیم که به این اندازه وفادار باشد.
قطع هوس و ترک هوی کن، که درین راهچندان اثری نیست هوی و هوسی را
هوش مصنوعی: به خواستهها و تمایلات نفسانی خود پایان بده و از دنبال کردن آنها دست بکش، زیرا در این مسیر تأثیری از لذات و هوسها نخواهی دید.
فریاد! که فریاد کشیدیم و ندیدیمدر بادیه عشق تو فریادرسی را
هوش مصنوعی: کمک! ما در دشت عشق تو فریاد زدیم و هیچ کس صدای ما را نشنید.
تا از لب شیرین مگسان کام گرفتندگیرند به از خیل ملایک مگسی را
هوش مصنوعی: وقتی که مگسها از لبان شیرین بهرهمند میشوند، داشتن حتی یک مگس از تمام فرشتگان بهتر است.
گر از نظر افتاد رقیبت عجبی نیستدر دیده خود ره نتوان داد خسی را
هوش مصنوعی: اگر رقیبت از نظر دور شود، چیز عجیبی نیست؛ در دیدگان خود نمیتوان به یک انسان حقیر راهی داد.
پیش سگش این آه و فغان چیست هلالی؟از خود مکن آزرده چنین هم نفسی را
هوش مصنوعی: چرا اینقدر با سگی که پیشت هست، ناله و شکایت میکنی هلالی؟ خودت را اینقدر ناراحت نکن و اجازه نده که نفسی که کنارت هست، آزرده شود.