شمارهٔ ۲۹
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر توضیح میدهد که با سپاس از خدا که سلامت پادشاهی را فراهم کرده، زیبایی و حسن او به آسمانها برمیخیزد. شاعر تأکید میکند که اگر یک ذره از زیباییاش کم بود، زمین و گیاهان نیز پژمرده میشدند. او همچنین از نرگس زیبا میخواهد که با احتیاط قدم بردارد تا خاک را نمیراند و از پادشاه میخواهد که از خاک نرود و به خوار و زبون بودن دچار نشود. همچنین اشاره میکند که چشمان زیبا نمیتوانند به خاطر مشکلات، خون بیگناهی بریزند. در نهایت، شاعر از گردون میخواهد که محبوب را هر چه بیشتر بزرگ دارد و این زیبایی را حفظ کند.
بحمدالله که صحت داد ایزد پادشاهی رابرآورد از سر نو بر سپهر حسن ماهی را
هوش مصنوعی: خوشبختانه، خداوند سلامت و نیکی را به پادشاهی عطا کرده و زیبایی و درخشش او را در آسمان تجلی داده است.
معاذالله! اگر می کاست یک جو خرمن حسنشبباد نیستی می داد هر برگ گیاهی را
هوش مصنوعی: به خدا پناه میبرم! اگر زیبایی او یک ذره هم کاهش مییافت، به هیچ وجه نمیتوانست هر برگ گیاهی را با وجودش پر کند.
چو پا برداشتی، ای نرگس رعنا، بغمازیقدم آهسته نه، دیگر مرنجان خاک راهی را
هوش مصنوعی: وقتی که قدم برمیداری، ای نرگس زیبا، با آرامی قدم بزن و از این خاک راه کسی را آزرده نکن.
بشکر آنکه شاه مسند حسنی، بصد عزتمران از خاک راه خود بخواری دادخواهی را
هوش مصنوعی: شکر خدا را که پادشاهی نیکو و با شکوه داریم، که با عزت و احترام، فردی ذلیل را از حق خود به راحتی نمیگذارد.
چو بیمارند چشمان تو خون کم می توان کردنچرا هر لحظه می ریزند خون بی گناهی را؟
هوش مصنوعی: چشمان تو مثل بیمارانی هستند که به سختی میتوانند خون کم کنند. چرا هر لحظه بدون دلیل خون بیگناهی را میریزند؟
سهی سرو ریاض حسن چون سر سبز و خرم شدچه نقصان گر خزان پژمرده می سازد گیاهی را؟
هوش مصنوعی: سروی خوشسیمای باغ زیبایی که به تازگی سرسبز و شاداب شده، چه کمبودی احساس میکند اگر پاییز، گیاهی را پژمرده کند؟
هلالی را فدای آن شه خوبان کن، ای گردونچرا بی تاب میداری مه انجم سپاهی را؟
هوش مصنوعی: ای ابر آسمان، چرا به خاطر زیبایی آن شاهزاده دلربا، هلالی را فدای او میکنی؟ چرا در این لحظه اصلاً آرام و قرار نداری و آسوده نیستی که ستارهها همچون سپاهی درخشان در آسمان قرار دارند؟