شمارهٔ ۳۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس ناخرسندی و نگرانی خود میگوید که به خاطر رفتار تندروانه و جنگجویانه یک فرد بیگانه با او و دیگران است. او آرزوی آرامش و دوری از جنگ و بدیها را دارد و از خداوند درخواست میکند که این بیگانگی و دشمنی تمام شود. شاعر همچنین به عشق و غم اشاره میکند و به این نکته میپردازد که عشق نیاز به همدردی و همزبانی دارد، ولی ظاهراً صحبتهای او بیثمر است. در نهایت، او به احساس غمی که همه جا را در بر گرفته اشاره میکند و این احساس را در مسیر عشق وصف میکند.
بنام ایزد، میان مردمان آن تندخو با ماچه خوش باشد که ما در گوشه ای باشیم و او با ما
هوش مصنوعی: به نام خداوند، در میان مردم، اینکه آن فرد تندخو در کنار ما باشد برایمان خوشایند است، حتی اگر ما در گوشهای نشسته باشیم و او با ما باشد.
ز بد خویی بما جنگ و باغیار آشتی داردچه دارد؟ یارب! این بیگانه خوی جنگجو با ما؟
هوش مصنوعی: از بدخویی دشمنان با ما جنگ و درگیری است و چه فایدهای دارد؟ ای خدا! این بیگانه که جنگجو است، چگونه با ماست؟
کنون خود از نکورویی چه با ما میکند هر دم؟چه گویم تا چه خواهد کرد زان خوی نکو با ما؟
هوش مصنوعی: اکنون از خوبی و نیکی کسی که با ماست، هر لحظه چه میکند؟ چه بگویم تا ببینم با این سیرت خوب چه کار خواهد کرد؟
بکویت آمدیم و آرزوی ما نشد حاصلز کویت می رویم اینک، هزاران آرزو با ما
هوش مصنوعی: به دیارت آمدیم و آرزوهایمان به حقیقت نپیوست. اکنون از دیارت میرویم و هزاران آرزو با خود میبریم.
اگر پهلوی ما از طعنه اغیار ننشینیچنین جایی نشین، باری، که باشی روبرو با ما
هوش مصنوعی: اگر در کنار ما از تَندِی و طعنههای دیگران دوری کنی، هیچگاه در این مکان نخواهی ماند. پس بهتر است در مواجهه با ما باشی.
رقیبا، گفتگوی عشق را همدرد می بایدخدا را! چون تو بی دردی مکن این گفتگو با ما
هوش مصنوعی: ای رقیب، برای بیان احساسات عشق، باید کسی را داشته باشیم که درد را حس کند و با ما همدرد باشد! چون تو خود دردی نداری، نمیتوانی در این مسائل با ما صحبت کنی.
هلالی، در ره عشقست از هر سو غم دیگرعجب راهی که غم رو کرده است از چار سو با ما!
هوش مصنوعی: عاشق در مسیر عشق، از هر سوی غم را حس میکند. عجب اینکه غم به هر طرفی که نگاه میکند، خود را نشان میدهد و همواره با اوست.