شمارهٔ ۵۷
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احوالات شاعر و دردهای عاشقانه او میپردازد. شاعر در شبی پر از دوزخ و عذاب، از روز خود میگوید که شبیه قیامت است. او از خداوند درخواست ترحم دارد، زیرا دلی شکسته و مورد ملامت دارد. عشق او به قد و قامت محبوبش، باعث افتخار و سر بلندیاش شده و رفتن او از کوی عشق، نشانه کرامتی است. شاعر همچنین به پایداری و استقامت خود در مسیر عشق اشاره میکند.
دارم شبی، که دوزخ از آن شب علامتستاز روز من مپرس، که آن خود قیامتست
هوش مصنوعی: شب را میگذرانم که علامتی از عذاب و دوزخ است، از روز من سوال نکن، زیرا آن روز، روز قیامت خودم خواهد بود.
یارب! ترحمی، که ز سنگ جفای چرخما دل شکسته ایم و زهر سو ملامتست
هوش مصنوعی: پروردگارا! به ما رحم کن، زیرا دل ما از سختیهای روزگار شکسته است و از هر سو به ما سرزنش میشود.
بر آستان عشق سر ما بلند شدوین سر بلندی از قد آن سروقامتست
هوش مصنوعی: ما به درگاه عشق سرمان به خاطر عظمت و بزرگی عشق بلند شد و این ارتفاع و سر بلندی به خاطر زیبایی و قامت آن معشوق است.
رفتن ز کوی او کرمی بود از رقیباین هم که رفت و باز نیامد کرامتست
هوش مصنوعی: رفتن از کنار او عملی ناپسند از سوی رقیب است، و اینکه او نیز رفت و دیگر برنگشت، خود نشانهای از بزرگواری است.
ثابت قدم فتاده هلالی براه عشقاو را درین طریق عجب استقامتست!
هوش مصنوعی: در راه عشق، کسی که با ثبات و پایداری پیش میرود، مانند هلالی است که در مسیر خود ثابت و استوار باقی مانده است، و این استقامت او در چنین مسیری جای تعجب دارد.