شمارهٔ ۶۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره دلنوشتههای عاشقانه و احساس عمیق دلتنگی و درد ناشی از عشق است. شاعر از غم و رنجی که در دل دارد میگوید و به طرف مقابلش میفهماند که حالت او به دلیل عشقش بسیار پیچیده و غیرقابل توضیح است. او همچنین به جاذبه و زیبایی معشوق اشاره میکند و آرزوی اتصال و وصال را دارد. ضمن این که به این نکته پی میبرد که عشق و حال آن قابل درمان نیست و وضعیت عاطفی او به گونهای است که هیچ طبیبی نمیتواند آن را تغییر دهد. در نهایت، شاعر از زیباییهای معشوق سخن میگوید که نشاندهنده لذت و الهام در عشق است.
بهر که قصه دل گفته ام دلش خونستتوهم مپرس ز من، تا نگویمت چونست
هوش مصنوعی: برای کسی که داستان دل را شنیدهام، دلش پر از درد و غصه است. تو هم از من نپرس که چه میگذرد، زیرا نمیخواهم بگویم که اوضاع چگونه است.
منم، که درد من از هیچ بیدلی کم نیستتویی، که ناز تو از هر چه گویم افزونست
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که درد و رنج من هیچ کمتر از بیاحساس بودن نیست، و تو هم همان کسی هستی که لطافت و ناز تو از هر چیزی که بگویم بیشتر است.
مگو که: خواب اجل بست چشم مردم راکه چشم بندی آن نرگس پر افسونست
هوش مصنوعی: نگو که خواب مرگ، چشمان مردم را بسته است، زیرا چشمان خمار آن نرگس فریبا در مجذوب کردن نقش زیادی دارد.
همای وصل تو پاینده باد بر سر منکه زیر سایه او طالعم همایونست
هوش مصنوعی: امیدوارم که وجود تو همیشه بر بالای سر من باشد، زیرا در سایهی تو سرنوشت من خوشبخت و نیکوست.
کنون که با توام، ای کاش دشمنان مراخبر دهند که: لیلی بکام مجنونست
هوش مصنوعی: اکنون که در کنار تو هستم، ای کاش دشمنانم باخبر شوند و بگویند: لیلی به خاطر مجنون غمگین است.
طبیب، گو: بعلاج مریض عشق مکوشکه کار او دگر و حال او دگرگونست
هوش مصنوعی: پزشک، میگوید: برای درمان درد عشق تلاش نکن، چون وضعیت و حال او فرق کرده است و درمان او چیز دیگری است.
هلالی، از دهن و قامتش حکایت کنکه این علامت ادراک طبع موزونست
هوش مصنوعی: هلالی، از شکل و ظاهری که دارد صحبت کن که این نشانهای از درک و فهم طبیعت هماهنگ و موزون است.