شمارهٔ ۷۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و از او میخواهد که به خاک درب درخواست نرود، زیرا او نیازی به درخواست ندارد. همچنین شاعر به بلای جدایی و فاصله اشاره میکند و میگوید که شب فراق طولانیتر از روز دیدار است. او از زاهد میخواهد که از سجده و عبادت به خاطر محبوب دست برندارد، زیرا نیاز عاشقانه به اندازهی نماز اهمیت دارد. در نهایت، شاعر به عشقش اشاره میکند و میپرسد که آیا لطف و کرم معشوقش قادر به حل مشکلات نیست.
کدام جلوه، که در سر و سرفراز تو نیست؟کدام فتنه، که در جلوه های ناز تو نیست؟
هوش مصنوعی: هر زیبایی و جلوهای که بخواهی، در وجود تو وجود دارد و هر جذابیت و شیطنتی که به نظر میرسد، در زیباییهای تو نهفته است.
مکن بخاک درش، ای رقیب، عرض نیازکه نازنین مرا حاجت نیاز تو نیست
هوش مصنوعی: ای رقیب، برای نیاز خودت پیش او نرو، زیرا محبوب من به نیازی از تو نیازمند نیست.
دلا، بشام فراق از بلای حشر مپرسکه روز کوته او چون شب دراز تو نیست
هوش مصنوعی: ای دل، در مورد درد و محنت جدایی از عذاب قیامت نپرس، چون روز قیامت به اندازهی شبهای طولانی نیست.
ز سجده پیش رخش منع ما مکن، زاهدنیاز اهل محبت کم از نماز تو نیست
هوش مصنوعی: از تو خواهش میکنم که ما را از سجده و عبادت در برابر زیبایی او باز preverin . زاهد، طلب اهل عشق و محبت، کم از نماز تو نیست. یعنی آنها نیز نیازمندند و ارزشمند.
بکوی عشق، هلالی، نساختی کاریچه شد؟ مگر کرم دوست کارساز تو نیست؟
هوش مصنوعی: به خانه عشق نرفتی و چه کاری نکردی؟ آیا لطف و مهربانی دوست کمکی نکرد؟