تناجی
هلالی جغتایی

شمارهٔ ۷۶

کدام جلوه، که در سر و سرفراز تو نیست؟کدام فتنه، که در جلوه های ناز تو نیست؟
مکن بخاک درش، ای رقیب، عرض نیازکه نازنین مرا حاجت نیاز تو نیست
دلا، بشام فراق از بلای حشر مپرسکه روز کوته او چون شب دراز تو نیست
ز سجده پیش رخش منع ما مکن، زاهدنیاز اهل محبت کم از نماز تو نیست
بکوی عشق، هلالی، نساختی کاریچه شد؟ مگر کرم دوست کارساز تو نیست؟