شمارهٔ ۱۱۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره longing و آرزوی عشق است. شاعر از معشوقهاش میخواهد که نگاهش را به سوی او نیز بچرخاند و از او غافل نشود. او درباره این که نگاه معشوق میتواند چقدر دردناک و خنجرآسا باشد، صحبت میکند. همچنین به رنج و غم عشق و بخت بدی که او را از وصال معشوق محروم کرده، اشاره میکند. در پایان، شاعر از خوشحالی عاشقانی سخن میگوید که به عشق خود میرسند و از خوشی و مستی باده مینوشند.
تا کی آن شوخ نظر بر دگری اندازد؟کاشکی جانب ما هم نظری اندازد
هوش مصنوعی: تا کی آن معشوق بازیگوش چشمش را به سوی دیگران میاندازد؟ ای کاش یک بار هم به سمت ما نگاهی بیندازد.
آه از آن خنجر مژگان، که بهر چشم زدنچاکها در دل خونین جگری اندازد
هوش مصنوعی: ای کاش از آن خنجرهای چشمان زیبا، که برای زخم زدن بر دل، چاکهایی بر قلب خونین من میزند.
بخت بد گر نرساند خبر وصل تراباری از مرگ رقیبان خبری اندازد
هوش مصنوعی: اگر بخت بد، خبر وصال تو را به من نرساند، لااقل امیدوارم که خبری از مرگ رقبای تو به من برسد.
ای خوش آن عاشق پر ذوق، که از غایت شوقدست در گردن زرین کمری اندازد
هوش مصنوعی: عاشق شاداب و پرشور، که به خاطر عشق و هیجان زیاد، دستش را دور گردن محبوبی با کمر طلایی بیندازد.
سر گرانست هلالی، قدح باده بیارتا شود مست و بپای تو سری اندازد
هوش مصنوعی: سر گران هلالی به معنی این است که کسی که در مقام و منزلت بالایی قرار دارد، برایش نوشیدنی بیاورید تا حالتی شاداب و سرمست پیدا کند و در این حالت به شما احترام بگذارد و سرش را به نشانه احترام برایتان خم کند.