شمارهٔ ۱۲۱
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حال و دل عاشق میپردازد که از غم و رنج عشق پس از جدایی بسیار پریشان است. شاعر میگوید که دلش به شدت درد میکند و او از حال خود بیخبر است. او از خداوند میخواهد که به حال دلش رحم کند زیرا هنوز نمیتواند از عشقش دست بردارد. امیدهایی که در دل داشته، بر اثر جدایی از محبوب، به یکباره ویران شدهاند. شعر در نهایت به شدت عشق و غم ناکامی میپردازد و به کار هلالی (شاعر) اشاره میکند که اکنون در این درد و جدایی قرار دارد.
از حالِ دل و دیده مپرسید که چون شد؟خون شد دل و از رهگذر دیده برون شد
هوش مصنوعی: از حال و احوال و احساسات من نپرس، چرا که دلام پر از درد و رنج شده و اشکهایم از چشمانم سرازیر گشتهاند.
ما بی خبران، چون خبر از خویش نداریمحال دل آواره چه دانیم که چون شد؟
هوش مصنوعی: ما که از حال خودمان بیخبریم، چگونه میتوانیم حال دل آوارهی دیگران را درک کنیم و بدانیم که چه بر آنها گذشته است؟
دل خون شد و از دست هنوزش نگذاریبگذار، خدا را، که دل از دست تو خون شد
هوش مصنوعی: دل من به شدت غمگین و آزرده شده و تو همچنان کم توجهی میکنی. اجازه بده که از تو دور شوم، زیرا این وضعیت باعث شده که قلبم از درد و اندوه پر از خون شود.
تا باد صبا در شکن زلف تو ره یافتبهر دل ما سلسله جنبان جنون شد
هوش مصنوعی: به محض اینکه نسیم صبحگاهی در لابلای موهای تو گشت و گذار کرد، دل ما به عشق و دیوانگی مبتلا شد و به این حال و هوا درآمد.
کردیم بامید وفا صبر، ولیکنهر چند که کردیم جفای تو فزون شد
هوش مصنوعی: ما با امید وفا صبر کردیم، اما هر بار که به ما ظلم کردی، ظلم و جفا بیشتر شد.
هر قصر امیدی، که برافراخته بودیماز سیل فراق تو بیک بار نگون شد
هوش مصنوعی: تمام امیدهایی که برای ساختن قصرهای آرزو در ذهن داشتیم، به یکباره و به دلیل دوری تو، نابود و ویران شد.
در عشق تو گویند: بشد کار هلالیکاری که مراد دل او بود کنون شد
هوش مصنوعی: در عشق تو گفته شده است که کار هلالی به نتیجه رسیده و آنچه دل او میخواست، اکنون محقق شده است.