شمارهٔ ۱۳۳
هوش مصنوعی: این شعر در مورد دشواریهای عشق و معنای وفاداری است. شاعر به زیبایی و فریبایی کسی اشاره میکند که نمیداند وفا چیست. عشق و دلبری او ابتدا دل شاعر را میبرد، اما او نمیداند که این شوخیها در نهایت چه عواقبی دارند. همچنین اشاره به اینکه ستمی که عزیزان بر عاشقان میکنند، گاهی در راستای مصلحت است و درک عمیقتری از عشق و معشوقه داشتن برای عاشق ضروری است. در انتها، شاعر به بزرگی و خوشبختی اشاره میکند که در عشق و بندگی وجود دارد.
عجب! که رسم وفا هرگز آن پری داندپری کجا روش آدمی گری داند؟
هوش مصنوعی: عجب! که آن مخلوق افسانهای، هیچگاه اصول وفا را نمیداند. او نمیداند که انسان چگونه رفتار میکند و چه چیزهایی برای او مهم است.
دلم بعشوه ربود اول و ندانستمکه آخر اینهمه شوخی و دلبری داند
هوش مصنوعی: دل من با ناز و عشوهای که تو میکردی، به آسانی فریب خورد، اما نمیدانستم که در پایان، تمام این بازیها و جذابیتها چه معنایی خواهند داشت.
بعاشقان ستم دوست عین مصلحتستکه شاه مصلحت کار لشکری داند
هوش مصنوعی: دوست برای عاشقان به گونهای ظالمانه رفتار میکند که در واقع برای آنها بهتر است. همانطور که یک پادشاه مصلحت کشورش را میداند، او نیز به خوبی میفهمد چه چیزی برای عاشقان مناسب است.
حدیث لعل خود از چشم درفشانم پرسکه قدر گوهر سیراب گوهری داند
هوش مصنوعی: بپرس از چشمان درخشانم که چطور میتوان ارزش گوهر سیراب را فهمید.
بناز گفت: هلالی کمینه بنده ماستزهی سعادت! اگر بنده پروری داند
هوش مصنوعی: بناز گفت: هلالی، بندهای کمخود را ما داریم، چه خوشبختی! اگر کسی بتواند به خوبی از بندگانش نگهداری کند.