شمارهٔ ۱۳۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زوال و ناپایداری جهان و همه چیزهایی که در آن وجود دارند اشاره میکند. او از زیباییها و لذتهای زندگی میگوید و یادآور میشود که اینها گذرا هستند. با بیان اینکه روزهای خوش و عشق و شادی دائمی نیستند، شاعر مخاطب را وادار میکند تا از لحظات خوش بهرهبرداری کند و از غم آینده نگران نباشد. در نهایت، او به حزن و دلتنگی ناشی از جدایی اشاره میکند و به توانایی زمان در تغییر همه چیز اشاره دارد.
جهان و هر چه درو هست پایدار نماندبیار باده، که عالم بیک قرار نماند
هوش مصنوعی: دنیا و هر چیزی که در آن وجود دارد، دائمی و پایدار نیست. پس بیا شرابی بنوشیم، چون عالم به هیچ وجه در آرامش نمیماند.
غنیمتی شمر، ای گل، نوای عشرت بلبلکه برگ ریز خزان آید و بهار نماند
هوش مصنوعی: ای گل، نوای خوشی و شادی بلبل را غنیمت شمار، چرا که روزهای خزان و پاییز میرسند و بهار برای همیشه باقی نخواهد ماند.
تو مست باده نازی، ولی مناز، که آخرز مستییی ، که تو داری، بجز خمار نماند
هوش مصنوعی: تو در حال لذت و سرخوشی هستی، اما ناز نکن، چون در نهایت این حال خوشی که داری، جز خمار و دردسری برایت به جای نخواهد گذاشت.
بسی نماند که: خاکم ز تند باد فراقتروان بگردد و زان گرد هم غبار نماند
هوش مصنوعی: مدت زیادی باقی نمانده که به خاطر دوری تو، به خاک تبدیل شوم و باد تند من را بگرداند، طوری که حتی گرد و غباری از من باقی نماند.
به روز هجر، هلالی، ز روزگار چه نالی؟معینست که: این روز و روزگار نماند
هوش مصنوعی: در روز جدایی، ای هلالی، چرا از زمان شکایت میکنی؟ مشخص است که این روز و زمان پایدار نخواهند ماند.