شمارهٔ ۱۵۰
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنجی عمیق در عشق و جدایی است. شاعر از طرف یار خود نگران است و میخواهد بداند چرا او را از خود دور کرده است. او به زیبایی و تاثیر رفتار یار اشاره میکند و میگوید که اگر مردم متوجه او شوند، نزد یار میآیند. شاعر حسرت روزهایی را میخورد که از حال و احوال دنیا باخبر بوده و اکنون از حال خود بیخبر است. او به شدت تحت تاثیر عشق قرار گرفته و احساس میکند که از درون خالی شده و دیگر نمیتواند خود را پیدا کند. در نهایت، شاعر از دوری یار به شدت رنج میبرد و در دردی عمیق دست و پا میزند.
کاکل ز چه بگذاشته ای تا کمر خود؟مگذار بلاهای چنین را بسر خود
هوش مصنوعی: چرا آن موهای بلند را تا کمر رها کردهای؟ این مشکلات و سختیها را به خودت راه نده.
رفتار ترا، گر ملک از عرش ببیندآید بزمین فرش کند بال و پر خود
هوش مصنوعی: اگر ملائک رفتار تو را از آسمان ببینند، به زمین میآیند و برای تو بال و پر خود را فرش میکنند.
چشم تو نهان یک نظر از لطف بینداختما را ز چه انداخته ای از نظر خود؟
هوش مصنوعی: چشم تو با یک نگاه مهربان ما را در تنگنا گذاشت، مگر چه چیزی باعث شده که از دید خود دورمان کنی؟
دیروز ز حال همه عالم خبرم بودامروز چنانم که: ندارم خبر خود
هوش مصنوعی: دیروز از وضعیت و حال همه مردم آگاه بودم، اما امروز به قدری درگیر خودم هستم که حتی از حال خودم هم بیخبرم.
در عشق تو از من اثری بیش نماندستنزدیک شد آن دم که نیابم اثر خود
هوش مصنوعی: در عشق تو، هیچ نشانی از من باقی نمانده است و زمان آن نزدیک شده که دیگر نتوانم اثری از خودم را پیدا کنم.
من کشته شوم به که جدا افتم از آن درزارم بکش و دور میفگن ز در خود
هوش مصنوعی: اگر قرار است من بمیریم، بهتر است بمیری تا اینکه از آن در عزیز جدا شوم. مرا بکش و دور نرانی از در خودت.
دور از تو چه گویم: بچه حالست هلالی؟درمانده بدرد دل خونین جگر خود
هوش مصنوعی: دور از تو چه بگویم؟ حال هلالی چطور است؟ من از درد دل و زخمهای عمیق خود به شدت رنج میبرم.