شمارهٔ ۱۵۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره درد و رنج عشق و دلتنگی است. شاعر از دل محزون خود میگوید که اگر کسی نتواند زخم دل او را درمان کند، دلش همچنان پر از غم خواهد بود. او احساس میکند که همه دلها از غم او خونین شدهاند و تنها دل سخت و بیاحساس است که از غم او بیتفاوت میماند. شاعر به ناملایمات و ظلمی که بر او میرود اشاره میکند و میگوید که تلاشش این است که این رنجها بیشتر نشود. همچنین، او به زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچکس نمیتواند او را ببیند و بینصیب بماند. در نهایت، شاعر به واعظان توصیه میکند که به افسانهها و داستانهای غیرواقعی نپردازند، زیرا عشق واقعی نمیتواند با هیچ جادو یا افسون زنده بماند.
یار اگر مرهم داغ دل محزون نشودبا چنین داغ دلم خون نشود چون نشود؟
هوش مصنوعی: اگر معشوق نتواند زخم دل غمگینم را التیام ببخشد، پس با این همه دلدردی که دارم، چگونه میتوانم آرامش پیدا کنم؟
جز دل سخت تو خون شد همه دلها ز غممدل مگر سنگ بود کز غم من خون نشود
هوش مصنوعی: همه دلها به خاطر غم من پر از خون و اندوه شدهاند، جز دل سخت تو که انگار از سنگ است و تحت تاثیر غم من قرار نمیگیرد.
این که با ما ستمت کم نشود باکی نیستکوشش ما همه اینست که: افزون نشود
هوش مصنوعی: اینکه ظلم تو بر ما کم نمیشود، برای ما مهم نیست. تمام تلاش ما تنها این است که این ظلم بیشتر نشود.
گر بسر منزل لیلی گذری، جلوه کناننیست ممکن که: ترا بیند و مجنون نشود
هوش مصنوعی: اگر به خانه لیلی عبور کنی، این امکان وجود ندارد که او را ببینی و مجنون نشوی.
بسکه در ناله ام از گردش گردون همه شبهیچ شب نیست دو صد ناله بگردون نشود
هوش مصنوعی: به خاطر نالههای شبانهام از چرخش دور زمین، هیچ شبی نیست که دوصد بار ناله کنم و نتیجهای نداشته باشد.
گفته ای: خون تو ریزم، چه سعادت به ازین؟نیت خیر تو، یارب، که دگرگون نشود
هوش مصنوعی: تو گفتهای که میخواهی خونم را بریزی، آیا چیزی از این بالاتر از سعادت وجود دارد؟ امیدوارم نیت نیک تو تغییر نکند.
واعظا، ترک هلالی کن و افسانه مخوانکشته عشق بتان زنده بافسون نشود
هوش مصنوعی: ای واعظ، دیگر از داستانهای خیالی و افسانهها حرف نزن، زیرا عشق به زیباییها و معشوقها آنقدر زنده و پرشور است که با حرفهای پوچ و توخالی زنده نخواهد شد.