شمارهٔ ۱۵۲
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و پیچیدگیهای عشق پرداخته است. شاعر به زیبایی متوجه میشود که عشق زنده را میخسراند و به مرده جان میبخشد. او از بیرحمی زمان و هجران میگوید و اشاره میکند که برخی دردها نیازی به درمان ندارند، زیرا خود عشق یک نوع درد است. شاعر به عشق و زیباییهایی که در آن وجود دارد اشاره میکند و از آغوش مرگ که جان عاشق را میخواهد، میگوید. در کل، شعر نشاندهنده زیبایی و سختی عشق و احساسات متناقض آن است.
لعل جانبخشت، که یاد از آب حیوان میدهدزنده را جان میستاند، مرده را جان میدهد
هوش مصنوعی: گوهر زیبا و جانبخش که یادآور آب حیات است، روح زندهها را میگیرد و به مردهها زندگی میبخشد.
دور بادا چشم بد، کامروز در میدان حسنشهسوار من سمند ناز جولان میدهد
هوش مصنوعی: از نظر من، نگاه بد و ناپسند دور باد. امروز در میدان زیبایی، اسب زیبای من به طرز زیبایی حرکت میکند.
یارب! اندر ساغر دوران شراب وصل نیستیا به دور ما همه خوناب هجران میدهد؟
هوش مصنوعی: پروردگارا! آیا در جام زمان هیچ خبری از شراب وصال وجود ندارد یا اینکه دور ما فقط درد جدایی را به یادگار میآورد؟
دل مگر پا بسته زلف تو شد کز حال اوباد میآید، خبرهای پریشان میدهد؟
هوش مصنوعی: آیا دل من گرفتار زلف تو شده که از حال و روزش خبرهای آشفته و نگران کننده به من میرسد؟
نیست درد عشق خوبان را به درمان احتیاجگر طبیب این درد بیند ترک درمان میدهد
هوش مصنوعی: درد عشق خوبان به درمان نیاز ندارد؛ چون اگر طبیب این درد را ببیند، خود به خود به درمان آن بیاعتنایی میکند.
موجب این گریههای تلخ میدانی که چیست؟عشوه شیرین که آن لبهای خندان میدهد
هوش مصنوعی: این گریههای تلخ به خاطر چیست؟ به خاطر عشوه و ناز شیرین آن لبهای خندان است که به ما میدهد.
ای اجل، سوی هلالی بهر جان بردن میازان که عاشق گاه مردن جان به جانان میدهد
هوش مصنوعی: ای مرگ، به سمت هلالی نرو که جان را بگیری، زیرا عاشق گاه به خاطر معشوق جانش را فدای عشق میکند.