شمارهٔ ۱۶۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنج ناشی از عشق و جدایی صحبت میکند. او به رقیبان حسود اشاره میکند و میگوید که ترسهایی که داشت، اکنون به حقیقت میپیوندند. شاعر به زیبایی معشوقهاش میپردازد و میگوید که هر بار که به او نگاه میکند، زخمها و دردهایش بیشتر میشود. لبخند او شورانگیز است و احساسات عمیقی را در دل شاعر ایجاد میکند. همچنین اشاره میکند که هر مصیبتی که پیش میآید، ناشی از دست خود ماست. در نهایت، او از رسیدن روز وصال میگوید و به دور اندیشی و نگرانیهای بیمورد انتقاد میکند.
مه من با رقیبان جفااندیش میآیدز غوغایی، که میترسیدم، اینک پیش میآید
هوش مصنوعی: ماه من در جمع رقیبان ناپسند و درخورِ حسد ظاهر میشود، از هیاهویی که همیشه از آن میترسیدم، اکنون به حقیقت پیوسته است.
چه چشمست این؟ که هرگه جانب من تیز میبینیز مژگان تو بر ریش دلم صد نیش میآید
هوش مصنوعی: این چشم چیست که همیشه مرا میبیند و از طرفی با مژگانش بر دلم زخمها و دردهای زیادی میزند؟
به آن لبهای شیرین وه چه شورانگیز میخندی!که از ذوقش نمک بر سینههای ریش میآید
هوش مصنوعی: به آن لبهای شیرین نگاه کن! چه لذتی دارد که میخندی؟ آنقدر شوق و سرزندگی در چهرهات است که حتی بر سینههای ریشدار هم حس شوری و نمکینگی میآید.
جمالت را به میزان نظر هرچند میسنجمبه چشم من رخت از جمله خوبان بیش میآید
هوش مصنوعی: هرچقدر که به زیبایی تو با دید دیگران نگاه میکنم، در چشم من از تمام زیباییها بیشتر به نظر میرسی.
مرا این زخمها بر سینه از دست خودست، آریکسی را هرچه پیش آید ز دست خویش میآید
هوش مصنوعی: زخمی که بر سینهام دارم، ناشی از کار خودم است. درست است که هر کس هرچه برایش پیش میآید، نتیجه اعمال خودش است.
فلک تاج سعادت میدهد ارباب حشمت راهمین سنگ ملامت بر سر درویش میآید
هوش مصنوعی: آسمان به افراد ثروتمند و با مقام، نعمت و خوشبختی میدهد، در حالی که افراد بیچیز و سادهدل، تنها با سرزنش و دشواری مواجه میشوند.
هلالی، روز وصل آمد، مکن اندیشه دوریکه این اندیشهها از عقل دوراندیش میآید
هوش مصنوعی: در روزی که به وصال محبوب رسیدهای، خودت را درگیر فکر جدایی نکن، زیرا این نوع افکار از عقل و دوراندیشی به دور است.